خرید بک لینک

درباره سایت

عطر نماز

ارزنـده تـرین گـوهـر مقصــود نـمازست زیبنـده تـرین هـدیـه معبـود نـمازست ای دوست بگو تا همه ی خـلق بدانند مقصود حق از خلقت موجود نـمازست -------------------------------/* با سلام واحترام خدمت شما بازدید کنندگان گرامی امیدوارم که سوال های نماز خود را در این وبلاگ پیدا کنید اولیـن چیزی که در قیامت مورد بررسی قرار می گیره "نـماز" و بهترین چیزی که در قیامت میتونی ببری "اخلاق نیکوست". این پایگاه صرفاً جهت آگاهی و درک بهتر نـماز می باشد؛ ما شنونده ی پیشنهادات و انتقادات بازدیدکنندگان گرامی هستیم، انشالله که این وب اول مورد رضایت خـداوند و سپس شما عزیزان قرار گیرد. کپی برداری از مطالب پایگاه جـامع "عطر نماز" فقط با ذکر منبع بلامانع و در غیر این صورت شرعاً و عرفاً جایز نمی باشد! سجده بر سجّـاده عشاق چون كردي سحــــــر جـان مولا زيـر لب آهسته نـامم را ببر (*".التـماس دعـا."*) -------------------------------/* Admin: محسن نوری

امکانات وب



امام صادق (عليه السلام) :


هر كه به پدر و مادر خود ، گر چه به وي ستم كرده باشند ، به


نگاه دشمنانه بنگرد ؛ خداوند از او نمازي را نمي پذيرد.


منبع:الكافي-ج2-ص349

برچسب: نویسنده: عطر نماز تاريخ: چهارشنبه 6 فروردين 1393 ساعت: 18:19

بسم الله

«و أمر أهلک بالصلاة و اصطبر علیها؛ای پیامبر!اهلت را به برپایی نماز فراخوان و در این امر پایداری و صبوری پیشه کن».(سوره طه،آیه ۱۳۲)


تشویق فرزندان به نماز، اختصاص به پیامبر ندارد.همه ما (والدین و مربیان) نسبت به فرزندان و شاگردان مسئولیم و باید در تربیت آنها کوشا باشیم.


فرزند وقتی که در خانه است از والدین مسائل را میآموزد و وقتی که در مدرسه است از مربیان و معلمان. بنابراین وظیفه مربیان و والدین در آموختن ارزشهای اسلامی به فرزندان بیش از سایران میباشد.


در روایت است که به فرزندانتان از سن هفت سالگی نماز تمرینی یاد بدهید.


روح انسان در زمان جوانی حالت قابل انعطافی دارد و هر چه انسان بزرگتر میشود از انعطاف آن کمتر میشود.۱


نماز بر نونهالان گر چه واجب نیست، لیکن امری نیکو و پسندیده است و زمینه ساز دوران جوانی است.


ژان پیاژه درباره اهمیت تربیت فرزندان در این دوره و آماده کردن آنان برای دوره جوانی میگوید:


«… کودکِ در خطر اخلاقی را باید در ردیف انحرافات جوانی قرار داد، زیرا اگر از آن جلوگیری نشود سقوط در تبهکاری او فراهم میشود».2


مولوی مثلی راجع به اینکه هر چه انسان بزرگتر میشود،صفات او قویتر و ریشهدارتر میگردد، بیانکرده، و میگوید:مردی درختی را در گذرگاهی کاشت و مردم از این کار در رنج بودند. او قول داد که سال دیگر آن را بکند و سال دیگر نیز کار را به سال بعد موکول کرد و سالهای بعد نیز به همین ترتیب عمل کرد.

از طرفی درخت سال به سال ریشه دارتر میشد و از طرف دیگر خارکن ضعیفتر میگردید.یعنی میان رشد درخت و قوّت او نسبت معکوس برقرار بود.حالات انسان مانند خاربن و خارکن است.

روز به روز صفات در انسان عمیقتر و اراده انسان ضعیفتر میشود،بنابراین قدرت یک جوان در اصلاح نفس خود از یک پیر بیشتر است.۳


خـاربـن در قـوت و بـرخاسـتن خـارکن در سستی و در کاسـتن سعدی نیز میگوید:


هـر که در خوردیش ادب نکنند در بـزرگی ادب از او بـرخاست


چوب تر را چنان که خواهی پیچ نشود خشک جـز به آتش راست


مولوی و سعدی میگویند: محبتی که اوّل در دل انسان رفت دوام بیشتری دارد.


والدین و مربیان اگر بخواهند فرزندان را با نماز آشنا کنند باید از سنین کودکی و نوجوانی شروع کنند،چرا که فردا دیر است؛

امّا برای شروع چه باید کرد؟ از چه روشهایی استفاده کنیم؟

مؤثرترین روشها و عوامل کدامند؟


شیوههای ترغیب به نماز


1.بصیرت بخشی


بصیرت چنین تعریف شده است:

«قوای قلب،نورانی به نور قدسی است که به واسطه آن حقایق اشیا و بواطن را میبیند، همانطوری که چشم، صورت اشیا را میبیند».4


یکی از اصول تربیت اسلامی این است که باطن انسان بر ظاهرش اثر میگذارد؛

یعنی هر گاه رفتار مطلوب در ظاهر کسی پیدا شود،میتوان آن را ناشی از وضعیت درونی دانست.

البته این سخن بدین معنا نیست که تمام همّ و غمّ ما صرف ظاهرسازی شود،بلکه اصل باطن است و باید در درجه اول در صدد تغییر و تحوّل باطن برآمد.


اسلام در دستورهای عبادی خود که اصولاً بر تعبّد و تسلیم مبتنی است، به عنصر دانش و بصیرت اهتمام میورزد.مسلمانی که وظیفه دارد در هر شبانه روز پنج بار عبادت بزرگی همچون نماز را به جا آرد،باید رمز و راز آن را بداند و بفهمد که برای چه باید نماز بخواند.

اگر مربیان به دانش آموزان در رابطه با نماز بینشی عطا کنند که در سایه آن دانش آموزان احساس کنند که نماز باعث تعالی و رشد آنها در طول زندگی میباشد و نیز به آنها بفهمانند که نماز برترین عبادت،جامع کمالات و کلید مشکلات است و این بصیرت را در آنها به وجود آورند که نماز ملاک ارزشی آدمی و معیار قبولی و رسمیت تمام اعمال و عبادات اوست،نماز حدیث عشق و بهترین ارتباط مؤمن با حضرت دوست است و اینکه عاشقانهترین حالات و زیباترین روحیات و تربیتهای الهی در این موقع پدید میآید، مسلماً شاگردان رغبت بیشتری به نمازشان میدهند.


۲٫الگوسازی


امام صادق (ع) میفرماید:

«کونوا دعاة الناس بأعمالکم و لا تکونوا دعاة بالسنتکم»

مردم را با رفتار خود به حق رهبری کنید نه با زبان خویش.


چشم و گوش فرزندان چون آیینه ای است که هر چیزی در آن منعکس میشود. و مادر میتواند با رفتار خود، خصلتها؛ امانت، صداقت، وفای به عهد، حق جویی و… را در فرزند احیا کند و یا آنها را از میان ببرد.

فرزندان با مشاهده رفتار پدر و مادر هنگام شرکت در نماز جماعت و دیدن فیلمها و پوسترهای مربوط به نماز به طور غریزی از آنان تقلید نموده و اعمال و حرکات مشاهده شده را تکرار میکنند.


هیچ عنصری از عناصر مدرسه نمی توانند همانند معلّم الگوساز و یا الگو سوز باشند.معلّم و مربّی به خاطر نفوذ معنوی با تمام رفتارشان، الگوها و سرمشقهایی در اختیار شاگردان قرار میدهند.شخصیت معلم دارای اثری عمیق و پایدار در افکار و قلوب شاگردان میباشد.

نوجوانان در سنینی از عمر قرار دارند که تمام جلوهگاهای افکار و احساسهای درونی معلّم را که به گفتار و رفتار او میانجامد، معیاری برای افکار و اعمال خویش قرار میدهند.


فرصتها و اوقاتی که دانش آموزان در مدارس سپری میسازند، بیشترین و زندهترین لحظات عمر آنها را تشکیل میدهد.در محیط مدرسه نیز عمدهترین اوقات آنها در ارتباط با معلم میگذرد.به همین جهت تأثیر معلم بیش از سایر عوامل است.


درتربیت اسلامی به ارائه الگو توجه فراوانی شده است و آیاتی از قرآن مجید، پیامبر اسلام (ص) را الگو معرفی مینمایند و مردم را به تأسی از او هدایت میکنند.


۳٫روش تبشیر و انذار


الف) تبشیر:

یکی از روشهای تربیتی پیامبران الهی برای هدایت مردم به سوی ارزشهای الهی، بشارت دادن بوده است؛

یعنی به مردم بشارت میدادهاند که بعد از انجام این تکالیف چه عطایایی نصیب شما می شود، قرآن برای عدهای از انسانهای وارسته از نعمت رضوان در بهشت سخن میگوید؛

امّا چون همه مردم به این مقام نمیرسند برای عدّهای دیگر از خوراکیها و پوشیدنیها سخن میگوید.این بشارتها مبین نکته تربیتی مهمی برای مربّیان و معلمان است و آن این که برای همه نباید از نوع تربیتی واحدی استفاده کرد؛ زیرا امری ممکن است در یک دانش آموز شوقی بسیار ایجاد کند و همین امر برای دانش آموزی دیگر نه تنها شوقی ایجاد نکند؛ بلکه انزجار و نفرت ایجاد کند.


ب) انذار:

انذار را به خبر دادن که همراه با ترساندن باشد، معنا کردهاند.۶

مقتضای عدل الهی این است که پیش از وقوع مجازات، آگاهی کافی نسبت به آن ایجاد شود، زیرا کسی حقیقتاً قابل مجازات است که از روی آگاهی و عمد به کار خلاف دست زند و قرآن به عنوان انذارگر برای بشر معرفی شده است.

«انّها لاحدی الکبر. نذیراً للبشر»(سوره مدثر، آیات۳۵و۳۶) و از طریق انذار بشر را از عاقبت کارهای ناشایست آگاه میسازد.


بر حسب طبیعت انسانی و اقتضای سن، مربی میتواند دانش آموزان را از عاقبت ترک نماز و سبک شمردن، آنان را انذار کند و به سوی نماز سوق دهد.


۴٫روش تشویق


یکی از روشهای بسیار مؤثر در تربیت، تشویق کارهای خوب است.تشویق در روح جوان اثر میگذارد و او را ترغیب میکند.


تشویق صورتهای مختلف دارد و به سن و درک او و نوع عمل او بستگی دارد.گاه به صورت دلجویی، گفتن یک عبارت محبت آمیز است ،برخی اوقات یک نگاه توأم با لبخند و … میباشد.و برای اینکه امر تشویق، زیان و خطری را برای فرد موجب نشود ، رعایت نکات ذیل حائز اهمیت است:


ـ «باید عمل یا اخلاق نیک جوان را تحسین کرد، نه خود او را؛


ـ تشویق صورت رشوه به خود نگیرد؛


ـ علت تشویق بایستی معین شود؛


ـ تشویق و تحسین در حضور جمع اثر بیشتری دارد؛


ـ تشویق وسیله است و نباید به صورت غایت و هدف در آید».


پاورقیها:


۱٫تعلیم و تربیت در اسلام، مرتضی مطهری، انتشارات صدرا،ص ۷۸٫


۲٫روانشناسی کودک و اصول تربیتی جوانان، ژان پیاژه، ترجمه عنایت الله شکیبا.


۳٫تعلیم و تربیت در اسلام، ص ۷۹ ـ ۸۰٫


۴٫التعریفات، ص ۲۰٫


۵٫سفینةالبحار،ج۲،ص۲۷۸٫


۶٫مفردات الفاظ قرآن.

برچسب: نویسنده: عطر نماز تاريخ: چهارشنبه 6 فروردين 1393 ساعت: 21:4

بسم الله

صبح فرزند نوجوانم را بیدار مىکنم و به آرامى براى نماز آماده مىسازم، وقتى نماز را بر پا مىکند به او اقتدا مىکنم و پس از نماز مىگویم: «عزیزم! دوست دارم به نمازى اقتدا کنم که فرشتگان آسمان به آن افتخار مىکنند».


به گزارش فارس، چرا فرزندان ما نسبت به نماز صبح سستتر هستند و چگونه آنها را برای نماز صبح بیدار کنیم؟ چرا کودکان و نوجوانان براى اداى فریضه نمازصبح بر نمىخیزند یا به سختى و با غرولند و پرخاشگرى بر مىخیزند؟ محمدرضا سنگرى کارشناس مرکز تخصصی نماز این گونه به این پرسش پاسخ میدهد:
کم نیستند کودکان و نوجوانانى که نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را -باوجود تعداد بیشتر رکعات- مىخوانند، اما از خواندن نماز صبح اکراه دارند، حقیقت این است که خواب صبحگاهى شیرین و دلچسب است و به قول صائب: آدمى پیر چو شد حرص جوان مىگردد / خواب در وقت سحرگاه گران مىگردد
اما تنها دلیل برنخاستن براى نماز همین نیست، بسیار اتفاق افتاده است که براى برنامهاى دلچسب و موردعلاقه، فرزندان توصیه مىکنند، صبح زود ما را بیدار کنید یا خود تمهیداتى براى بیدار شدن مىاندیشند.
پس باید دید علل و عوامل سهل انگارى یا بى رغبتى نسبت به نماز صبح چیست؟ چرا گاهى فرزندانمان نماز نمىخوانند؟
پیش از پرداختن به این پرسش که چگونه فرزندانمان را به برپایى نماز صبح دعوت کنیم، باید بپرسیم چرا، گاه فرزندان نماز نمىخوانند؟ علل و عواملى چند در این بازدارندگى یا سهل انگارى و بى رغبتى مؤثرند:

۱- عوامل و علل اعتقادى
وقتى کودک و نوجوان فاقد باور عمیق و ریشه دار نسبت به خدا و معاد باشد، نه پشتوانهاى از عشق دارد تا او را برانگیزد و نه انگیزهاش چون خوف و هراس از بازخواست اخروى تا او را به اداى تکلیف دینى وادارد، آن که صبحگاهان با وجود همه جاذبههاى خواب، بستر را رها مىکند و به نماز مىایستد یا از سر عشق و شیفتگى و معرفت به پروردگار است یا لااقل ترس از مجازات و آن که روشنى یقین در دل ندارد، شوق برپایى نماز نخواهد داشت.

۲- نمادها و نمودهاى نامطلوب دینداران
کودکان و نوجوانان کنجکاوانه و دقیق زندگى ما را مىکاوند، اگر ما به نمازشان بخوانیم و آنها ما را به عنوان نمازگزار در ارتکاب گناه و ناشایسته بى پروا ببینند، میان «نماز» و «رفتار» به جست و جوى رابطه مىپردازند و احیاناً چنین داورى و نتیجهگیرى مىکنند که نمازگزاران چنیناند، همین کافى است که نماز را متهم کنند و از آن گریز و پرهیز پیدا کنند.

۳- رفتارهاى گناه آلود و ناروا
اگر نماز از فحشا و منکر باز مىدارد، فحشا و منکر نیز مىتواند بازدارنده از نماز باشد! وقتى فضاى زندگى ما از دروغ، فریب، حرام خوارى، غیبت و حرمت شکنى تباه و سیاه شود، بازتاب آن نه تنها در نماز ما که در نماز و کنشهاى دینى فرزندانمان محسوس و مشهود است، نه خود گناه کنیم و نه فضایى لغزاننده و گناهزا براى فرزندانمان فراهم کنیم، رهاورد چنین فضاى مهذبى اقبال فرزندان به نماز خواهد بود.

هنگام نشاط، بهترین فرصت براى عبادت

۴- جزر و مدها و زیر و بم هاى درونى
روح انسان دستخوش دگرگونىهاى دائمى است، عناصر و عوامل گوناگونى در جان انسان آشوب مىآفرینند، در هنگام اقبال و نشاط بهترین فرصت براى دعوت به عبادت حتى عبور از مرز «فرائض» به نوافل است و در هنگام بىنشاطى یا ادبار، خط قرمز ورود به حوزه نوافل و درنگ و توقف در قلمرو فرائض، شناخت این جزر و مدها و ایجاد ارتباط سنجیده در آن موقعیت، در رفتارها، موضع گیرى ها و نگرشهاى آینده فرد بسیارمؤثر است.

والدین از نماز استفاده ابزارى نکنند

۵- انتظار و تلقى ناروا از نماز
وقتى جایگاه نماز درست تحلیل و تبیین نشود، ممکن است بعد از مدتى نماز کنار گذاشته شود یا منظم برپا نشود که این نیز به حذف نماز مىانجامد، گاه از نوجوان مىپرسیم، چرا نماز نمىخوانى؟ و پاسخ این است که هرچه از خدا خواستم که به فلان خواسته و آرزویم برسم، نرسیدم و دیگر نماز نمىخوانم، یا مدتى نماز خواندم و دیدم مشکلم حل نشد یا به خواستهام نرسیدم، دیگر نمىخوانم! استفاده ابزارى از نماز، القاى خانوادهها که اگر نماز بخوانى، در امتحان قبول مى شوى و نماز را درحد مشکل گشاى مسائل عادى زندگى -حتى گاه خواستههاى نامعقول- تلقى کردن، آفت و آسیب بزرگ براى نماز خواندن است، مشهور آن است که در فصل امتحان، نماز خواندن دانش آموزان رایجتر مى شود و پس از امتحان- به خصوص اگر با ناکامى مواجه شوند- تعطیل مىشود!
چنین تصویر و تصورى از نماز و فرو کشیدن آن در حد گره گشایى از مشکلات معمول، ستمى بزرگ است، گزارشهایى از مدارس دریافت مىشود که گاه معلمان و مربیان در چنین القائاتى با دیگران هم داستان و هم زبان مىشوند.

۶- تجربه هاى تلخ از نماز یا محیط مذهبى
کودک و نوجوان با اشتیاق به مسجد مىآید، اما در مسجد با برخورد ناروا مواجه مىشود، گاه فضاى مسجد ذوق و شوق و طبع حساس او را بر نمىانگیزد و خاطره تلخ، چاشنى آمدن مىشود، این رویداد که گاه تا همیشه بر روح و نگرش انسان سایه مىاندازد، گریزگاه وى مىشود و جدایى و حتى نفرت وى را بر مىانگیزاند، باید تجربههاى نخستین کودکان از مسجد با شیرینى و لطافت همراه باشد و از تحقیر، تمسخر، توهین و هر حرکتى یا حادثهاى که تند و تلخ و شکننده باشد پرهیز شود.

قدرت گروه همسالان را دست کم نگیرید

۷- تأثیر منفى دوستان و گروه همسالان
کودک و نوجوان چشم به دهان دوستان مىدوزند و رفتارهاى «جمعى دوستان» آنان را به شدت جذب و به همسانى رفتار مىکشاند، آنها مىخواهند صرفاً به کارهایى بپردازند که «همه» آن را انجام مىدهند، بى تردید شما نیز مىتوانید به یاد بیاورید که زمانى چنین بودهاید، هیچگاه قدرت گروه همسالان را دست کم نگیرید، آسان نیست که متفاوت عمل کنیم و یا این که در مقابل اکثریت باشیم، مراقبت در طیف دوستان، مداخله سنجیده و هشیارانه در انتخاب دوستان و حتى تأثیر در حلقه آنان، نوعى مصونیت بخشى معنوى خواهد آفرید که نمازگزارى فرزندان را تضمین مىکند، خانوادههایى که فرزندان رها شده دارند و مراقبت و دقت در معاشرتها و روابط فرزندان ندارند، دچار مشکلات حاد رفتارى و ریزشهاى معنوى فرزندان خواهند شد.

۸- انباشت پرسش ها و تردیدها
کودک و نوجوان پرسشگر و کنجکاوند، براساس حق پرسشگرى و کنجکاوى، کودک و نوجوان از نماز هم مىپرسند، چرا نماز؟ چرا این گونه؟ چرا هر وقت دلم خواست نخوانم؟ چرا به هر سمت نخوانم؟ چرا هر مقدار دوست داشتم و کشش داشتم نخوانم؟ اصلاً چرا بخوانم؟ و چرا… اگر این پرسشها، پاسخ دقیق و مجاب کننده نیابند یا پرسشگر به دلیل سؤال، تحقیر و تمسخر و متهم شود و یا پاسخها انحرافى باشد، موریانه تردید، شک، تزلزل و در نهایت پرهیز و ستیز وجود وى را پر خواهد کرد، ایجاد موقعیتها و فرصتهایى براى سؤال، حتى طرح سؤالات احتمالى در فضایى سرشار از عاطفه و محبت، تشویشها و تردیدها را مىزداید.

در هنگام خستگى اصرار در برپایى نماز نکنیم

۹- خستگى و سستى
نماز باید با نشاط و سرزندگى برپاشود، در سستى و رخوت، در بىحالى و بى رغبتى حتى اگر نماز بر پا شود، چندان مناسب نیست، در هنگام خستگى و رخوت اصرار در برپایى نماز نکنیم، حتى توصیه کنیم که هم اکنون نماز نخوان، خستهاى، به استراحت نیاز دارى، خودم براى نماز بیدارت مىکنم، این جملات ملاطفت آمیز و آرام به جاى نمازى شتاب زده، نمازى با آرامش را رقم مىزند.

نماز اول وقت باید به فرهنگ تبدیل شود

۱۰- تأخیر و تسویف
گاه به هر دلیل، نماز به تأخیر مىافتد، جاذبههاى فراوان در زندگى کودک و نوجوان، مشغولیتهاى آنى، قرارگرفتن در موقعیتهاى لذت بخش به ویژه بازى با دوستان موجب مى شود که نماز به بعد موکول شود! اول وقت خواندن نماز باید به فرهنگ تبدیل شود، وقتى ما بزرگترها و مربیان و متولیان تربیت به نوعى تقیید در نماز اول وقت برسیم و فضاى مناسب را نیز فراهم کنیم، از چنین ضایعهاى جلوگیرى خواهیم کرد، باید دقت شود، نماز اول وقت طولانى یا همراه با چاشنىهاى وقت گیر نباشد.

۱۱- بى اعتنایى خانواده به نماز
مشاهده و تقلید رفتارهاى والدین در دوران کودکى، بارزترین رفتار کودک در خانه است، کودکان و نوجوانان گاه دچار تعارضها و ناهمخوانىهاى خانه و مدرسه هستند، در مدرسه نماز جماعت هست، اما در خانه از این فضیلتها و ارزشها نیست، خانوادههایى که به نماز بىاعتنا باشند، هرگز نمىتوانند انتظار داشته باشند که فرزندانشان به نماز پایبند و متعهد باشند،
صبح را با خبرهاى هیجان آمیز و شیرین همراه کنید.
در خانوادههاى ما بسیارى اوقات، شب لبریز از خبر و خاطره است، تلفن زدنها، شوخىها، میهمانىها و گفت وگوها در شب اتفاق مىافتد، اگر صبح با برخى خبرهاى هیجان آمیز و شیرین همراه باشد، باز کردن یک هدیه به صبح موکول شود و… انگیزههایى براى بیدارى کودک و نوجوان فراهم مىشود.

شب ها زودتر بخوابید!
زندگى مدرن امروز، چند شغلگى و دیر به منزل رسیدن پدر و مادر و دیگر اعضاى خانواده، میهمانىهاى شبانه، تماشاى برنامههاى تلویزیون و دیگر سرگرمىهاى شبانه در برنامه خواب فرزندان نیز اثر مىگذارد، در خانوادههاى امروزى گاه صداى قاشق و چنگالها در نیمه شب شنیده مىشود، معلوم است که این خانوادهها چه وقت مىخوابند و صبح با چه وضعیتى بیدار مىشوند، فرزندان به تبع این نوع زندگى، حتى صبح براى مدرسه رفتن هم مشکل دارند، به دلیل کم خوابى، خستگى و شرایط پشت سر گذاشته شبانه، از خوردن صبحانه نیز مىپرهیزند.
در شب توصیه بر سبک خوردن، اوایل شب خوردن و خواب به موقع باید کرد، اگر برنامه زمانى خواب معین شود و خانواده به نظم و انضباط در این باره برسد به حل یکى از عناصر تأثیرگذار در دیر برخاستن و ادا نکردن فرضیه صبح رسیده است، تصویرهاى برگرفته در شب، در جریان خواب و صدالبته در همه زندگى بازتاب خواهد داشت، به عبارت دیگر فرزندان ما با چه تصورهایى تا رختخواب بدرقه مىشوند؟ اگر وقت خواب، کنار کودک باشیم و با قصههایى دلنشین بیدارىاش را به خواب گره بزنیم و در آخرین لحظهها بگوییم که منتظرم صبح فرشتهها در اتاقت نماز قشنگت را گوش بدهند یا ان شاءالله صبح صدایت مىزنم تا با خداى مهربان گفت و گو کنى، مطمئن باشیم صبح براى بیدار کردن کمتر با مشکل مواجه مىشویم.

نبود صمیمیت و صراحت در طرح مسأله بلوغ

یکى از مشکلات فرهنگى جامعه ما نبود آموزههاى درست، به موقع و همه جانبه بلوغ است، در نظام آموزش و پرورش هنوز هیچ برنامه مشخص و روشنى در این باره وجود ندارد، شرم و حجب و حیاى حاکم بر خانوادهها مانع طرح این مسأله مى شود، دوران بلوغ دختران مسئولیتهاى ویژه شرعى و موقعیتهاى خاصى را همراه دارد و اگر پدر و مادر، آگاهى بخشى و آگاهى یابى کافى از این مسأله نداشته باشند، ممکن است به تعطیلى تکالیف در دیگر موقعیتها منجر شود. در مدارس راهنمایى، پسران جوان صبح وقتى بر مىخیزید و نیازمند نظافت و غسل هستند، به علت نبود زمینهسازى خانوادهها دچار مشکل مىشوند و گاه به ناگزیر با همان وضعیت نماز برپا مىکنند، بلوغ مثل هر رویداد دیگر باید در خانوادهها مطرح شود و پدر و مادر راهنمایىهاى لازم و درست در اختیار فرزندان قرار دهند. اگر چندبار نوجوان صبح نتواند نماز بخواند به علت احتلام صبحگاهى، ممکن است نه تنها نماز صبح که به «همه نماز» آسیب برساند.
پرتگاه افراط و تفریط در مسیر تربیت نسل جدید قربانى فراوان مىگیرد، گاه خانوادهها همه «شدت»اند و گاه همه «رحمت»، مهربانى و رحمت، انعطاف و نرمش لازمه تربیت سازندهاند اما نباید غافل بود که گاه «قاطعیت» ضرورت تربیت است، جالب است که در روایات بارها به جدى گرفتن نماز در کودکى و دوران بلوغ تأکید شده است.
امیرالمؤمنین علیبن ابیطالب علیهالسلام فرمود «از هفت سالگى نماز را به بچهها آموزش دهید، ولى از وقتى که به تکلیف رسیدند، بسیار جدى بگیرید».
اگر خانوادهها براى نماز جدى باشند و خود در وقت نماز به هیچ چیز دیگر نپردازند و با لحنى آمیخته با جدیت و قاطعیت – نه تندى و خشونت و تحقیر- دیگران را به نماز دعوت کنند، فرزندان در مىیابند که نماز، از برنامههاى خانواده است و به آن پایبند خواهند شد، فقدان جدیت که گاه خود را در قالب جملاتى چون دلم نمىآید، صبح بیدارش کنم، عیب ندارد وقتى بلند شد، مى گویم قضایش را به جا آورد، خدا مىبخشد و غیره موجب مىشود که نماز، محذوف زندگى باشد، بى آنکه پدر و مادر خود را مقصر بدانند!
وقتى از قاطعیت سخن مىگوییم، بال دوم تربیت، یعنى رحمت و محبت بیشتر باید دیده شود، وقتى صبح با محبت، نرمى و مهربانى، کشیدن دست لطف بر پیشانى و بوسه کودک را بیدار مىکنیم و سپس نماز او را ستایش مىکنیم، خاطرهاى شیرین و موقعیتى مثبت براى استمرار برپایى نماز فراهم کردهایم، یکى از دوستان مىگفت «گاه صبح فرزند نوجوانم را بیدار مىکنم و به آرامى براى نماز آماده مىسازم، وقتى نماز را بر پا مىکند به او اقتدا مى کنم و پس از نماز مىگویم «عزیزم نماز تو با این دل پاک پذیرفته است، دوست دارم به نمازى اقتدا کنم که فرشتگان آسمان به آن افتخار مىکنند».

انتظارات ناهمخوان با واقعیت

آنچه ما از دیگران به ویژه از فرزندان مىطلبیم، عمدتاً آرمان طلبانه است تا واقع بینانه، وقتى انتظارات بالا مىرود و کودک و نوجوان نمىتوانند، انتظارات را برآورده کنند، ممکن است مورد تحقیر و شماتت قرار گیرند، به طور مثال میزان خواب در بزرگسالى همچون کودک نیست.
انگاره و فهم آنان از نماز معادل درک و بینش بزرگترها نیست، نباید انتظار داشت مثل ما بستر را رها کنند، گاه همین انتظارات فراتر از واقعیت به تعطیلى نماز مىانجامد، گاه کودک و نوجوان قول نماز خواندن مىدهند و اندکى بعد دوباره که به سراغشان مىرویم، به خواب رفتهاند، در چنین مواقعى نباید خشمگینانه برخورد کرد، ایجاد فضایى مناسب براى گذر از نماز شتاب زده و رخوتناک لازم است.

پیش زمینه نماز صبح از شب فراهم نشود
اگر بگوییم هر کس مىخواهد صبح اول وقت بیدارش کنم، اعلام کند، از همان شب زمینه فراهم شده است، این برخاستن دیگر تحمیل نیست، «خواسته» است، اگر بگوییم ساعت را تنظیم کنید یا اراده کنید که صبح برخیزید، نوعى تلقین فراهم شده است. مراقب باید بود نماز صبح، نماز شروع است، اگر برپا نشود، به برپایى نماز ظهر و عصر چندان امیدى نیست. بهتر است «ما» بیدار نکنیم یا لااقل همیشه ما این مسئولیت را به عهده نگیریم، گاه فرزندان خود مسئول و چارهاندیش بیدارى خودشان باشند.

منبع : سایت الف

برچسب: نویسنده: عطر نماز تاريخ: چهارشنبه 6 فروردين 1393 ساعت: 21:0

بسم الله

1ـ شرطی شدن پاسخ:

اگر مراسم مذهبی با وقایع خوشایندی همراه شود، کودک خود به خود به آنها علاقه پیدا می کند.

۲ـ شرطی شدن عاملی:

اگر نماز خواندن کودک همراه با پاداش باشد، استمرار و تقویت آن بیشتر خواهد بود.

۳ـ طرح سؤال و معمّا:

رسانیدن کودک به درک و ضرورت استدلال و مجهز شدن به منطق سؤال ابراهیم گونه، تأثیر مهمی در علاقه مندی کودک به نماز خواهد داشت.

۴ـ دوری از جبر و تحمیل:

باید آموزش های نماز را با توجه به آمادگی کودک انجام داد. اگر این آمادگی روحی و عاطفی میسر نشده باشد، به ناچار از جبر و تحمیل استفاده می شود که این قضـیه باعث دلزدگی کودک از نماز می شود. تا قبل از سن لازم برای تعلیم نماز که در احادیث ۷ سالگی می باشد، نباید کودکان را مجبور به یادگیری نمود.

۵ـ درونی کردن ارزش ها با پند و اندرز:

در این قسمت باید توجه نمود که از گفتار مستقیم و الفاظ صریح باید پرهیز نمود؛ برای اینکه تأثیر پند و اندرز عمیق تر گردد، بهتر است نصایح ما با عمل توأم شود.

۶ـ تعظیم و تکریم نماز:

اگر خانواده و مربیان به نماز اهمیت دهند، ارزش آن در نظر کودک بیشتر می شود. پس خانه و مدرسه باید با نگاهی شکوهمندانه به نماز، آنرا تکریم نمایند.

۷ـ بیان قصه ها و نمایش خاطره های زیبا در ارتباط با نماز:

قصه، شعر و نمایش می تواند با توجه به نوعی جذبه و کشش که در آن دیـده می شود، کودکان را به سمت نماز جذب نمایند. کودکان همیشه دوست دارند همۀ مسائل را مسـتقیماً نفهمند؛ پس از راه داستان، شعر و نمایش می توان به راحتی کودکان را به نماز خواندن واداشت.

۸ـ توجه به توانمندی های کودکان و نوجوانان در اقامۀ نماز:

رسیدن به مرحلۀ رشد اولیه و لازم، می طلبد که اصول نماز به کودک گفته شود؛ اما در این میان باید قدرت تحمل کودک و توان او را در نظر گرفت. اگر نماز را پیش او بد جلوه دهیم، یعنی بیش از توان او بخواهیم که به عبادت بپردازد، این تفکر در کودک ایجاد می شود که نماز کار سختی است.

۹ـ ارائۀ الگوی مناسب:

کودکان از همان سنین اولیه، کار الگوسازی را انجام می دهند. والدین و مربیان باید مواظب رفتار خود باشند و سعی کنند در کنار خواندن نماز، با داشتن خصلت های نیکویی چون ایثار، گذشت، محبت و …، آگاهی لازم را به کودکان انتقال دهند.

۱۰ـ نقش خانواده:

خانواده به عنوان جایگاه زیست اولیۀ کودک، مهمترین نقش را در تربیت کودک دارد. آمادگی کودک نیز از محیط خانواده آغاز می شود. اگر خانواده به امری چون: معطر کردن لباس، استفاده از لباس پاکیزه در هنگام نماز، برپایی جماعت در خانه، اختصاص دادن مکانی به عنوان مکان نماز در خانه، اذان گفتن یکی از اعضای خانواده، بردن کودکان مخصوصاً در اعیاد مذهبی به مساجد و اماکن مربوطه، برگزاری نماز جماعـت با مهمانان در خانه، بازی و سرگرمی ضمن آموزش دادن و هدیه دادن، برگزاری جشن تکلیف و اهتمام فرزند، انتقال فرهنگ نماز را به کودک در مسیر راحتی قرار خواهد داد.

۱۱ـ برگزاری جشن تکلیف در خانواده:

باید در خانواده ها همانطور که به جشن تولد کودک اهمیت می دهند، به جشن تکلـیف او نیز اهمیت دهند. جشن تکلیف می تواند خاطرۀ خوشایندی از نماز در ذهن کودک ایجاد کند. خداوند یکی از ایام الله را روز به تکلیف رسیدن کودکان می داند.

برچسب: نویسنده: عطر نماز تاريخ: چهارشنبه 6 فروردين 1393 ساعت: 20:59

بسم الله

وقتى رحمت الهى (باران ) قطع شود و چشمه ها و قنات ها بخشکد و کمبود آب پدید آید، براى نزول رحمت الهى و آمدن باران ، نماز مى خوانند. نام این نماز، نماز استسقاء یا نماز باران است .
این نیز، یک درس توحیدى و توجّه دادن به قدرت و رحمت الهى است ، زیرا در خشکسالى و قحطى و بى آبى ، از دست هیچکس ، کارى برنمى آید، تنها خداست که مى تواند با فرستادن ابرهاى باران زا، رحمت خویش را بر سر مردم بگسترد.
خداوند مى فرماید:
قُل أرأیتُم اِن أصبَح مائُکم غَورا فَمَن یَأتیکم بِماءٍ معین [۱]
بگو: اگر آب شما بخشکد، چه کسى براى شما آب گورا مى آورد؟
بى آبى یک منطقه و نیامدن باران ، نشانه قهر خدا و گاهى به سبب گناهانى است که مردم جامعه انجام مى دهند. پس توجّه به خدا و گریه و التماس و توبه و تضرع ، سبب مى شود خداوند عنایت کند و کم آبى را بر طرف سازد. نماز باران براى جلب رحمت خداوند است .
علّت نیامدن باران
همچنانکه اشاره شد، گاهى بى بارانى ، نتیجه معاصى مردم و نوعى عقوبت و تنبیه الهى است .
رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله فرموده است :
وقتى خداوند بر امّتى غضب کند و عذاب بر آنان نفرستد، نرخ ها گران مى شود و عمرها کوتاه مى گردد، تجّار سود نمى برند و درخت ها میوه نمى دهند و نهرها پر آب نمى شود و باران از مردم قطع مى شود و اشرار بر آنان تسلّط مى یابند.[۲]
در حدیث دیگرى ، امام صادق علیه السلام فرموده است :
… وَ اِذا جارَالحُکام فىِ القَضاءِ امسِک القَطرُ مِنَ السَّماء[۳]
هر گاه زمامداران و حاکمان ، در دادرسى ستم کنند، باران از آسمان قطع مى شود.
طبق روایات ، غیر از آنچه یاد شد، شیوع گناه ، کفران نعمت ، منع حقوق ، کم فروشى ، ظلم و حیله ، ترک امر به معروف و نهى از منکر، ندادن زکات و… نیز، گاهى سبب قطع باران مى شود.[۴]
در حدیث آمده : حضرت سلیمان ، با اصحاب خود براى نماز باران بیرون مى رفت . در راه ، به مورچه اى برخورد که یکى از پاهایش را به آسمان بلند کرده و مى گوید: خدایا! ما مخلوقات ضعیف تو هستیم و از روزى تو بى نیاز نیستیم ، پس به سبب گناهان بنى آدم ، ما را به هلاکت مرسان .
حضرت سلیمان علیه السلام به اصحاب فرمود: برگردید! همانا بخاطر دعاى غیر خودتان سیراب شدید…![۵]
پس خیلى هم نباید مغرور بود، خداوند گاهى به خواسته مورچه اى ، رحمت خود را بر بندگان نازل مى کند. حتّى گاهى دعاى کافرى چون فرعون را مى پذیرد و باران و فراوانى آب را عطا مى کند. در حدیث است از قول امام صادق علیه السلام که یاران فرعون از کاهش آب نیل پیش او سخن گفتند و اظهار کردن که این باعث هلاکت ما خواهد شد. فرعون از آنان خواست که آنروز برگردند. شب که شد، به میان رود نیل رفت و دست به سوى آسمان بلند کرد و گفت : خدایا! مى دانى که مى دانم ، که جز تو، کسى توان آب آوردن ندارد، پس به ما آب بده . صبح که شد، رود نیل فوران زد و سرشار از آب شد.[۶]
ایـمنى دیـدند و نا ایـمن شدند دوستى کردم ، مرا دشمن شدند…
ما که دشمن را چنین مى پروریم دوستان را از نظر چون مى بریم ؟[۷]
آرى … خداى مهربان ، دعاى بندگان و تضرّع آنان را بى بهره و بدون پاسخ نمى گذارد، فقط باید اقبال و روى آوردنى از صمیم دل و خالصانه از سوى بندگان باشد، تا لطف الهى شامل گردد.
به قول سعدى :
اى کریمى که از خزانه غیب گبر و ترسا وظیفه خور دارى
دوسـتان را کجا کنى محروم تو که با دشـمنان نـظر دارى [۸]
کیفیّت نماز باران
مثل نماز عید، دو رکعت است و رکعت اوّل ، پنج قنوت و رکعت دوّم چهار قنوت دارد و بهتر است که با جماعت خوانده شود.
در قنوت ها، هر دعایى مى توان خواند، ولى بهتر است دعایى خوانده شود که در آن ، از خداوند، طلب باران شده باشد و قبل از هر دعا، صلوات بر پیامبر و آلش فرستاده شود. مستحب است که حمد و سوره اش بلند خوانده شود.
از آنجا که این نماز، براى جلب رحمت پروردگار است ، در مستحبّات آن امورى ذکر شده که همه ، حالتِ رقّت و زارى و نیاز بندگان را مى رساند و جلب رحمت مى کند، از جمله :
مردم سه روز، روزه بگیرند و روز سوّم به صحرا روند و نماز بخوانند.
زیر آسمان جمع شوند.
پا برهنه باشند،
مردم ، منبر را با خود به صحرا ببرند، مؤ ذن ها هم همراه باشند. پیران و کودکان و چهار پایان را هم با خود ببرند،
بچه ها را از مادران جدا کنند تا صداى گریه و ضجّه زیاد شود.
مانع بیرون رفتن کفّار همراه خود شوند،
امام جماعت و مردم ، در کمال خشوع و وقار و درخواست ، به بیابان بیرون روند، جاى پاکى را براى نماز، انتخاب کنند…[۹]
و نیز، وقتى نماز به پایان رسید، پیش نماز به منبر رود، و عباى خود را واژگونه یا پشت و رو بر دوش افکند، با صداى بلند، صد بار تکبیر بگوید، رو به مردم سمت راست کرده ، صد بار بلند، سبحان الله بگوید، سپس به مردم طرف چپ روى کرده و صد بار با صداى بلند، لا اله الاّ الله بگوید، مانعى ندارد که مردم هم با صداى بلند، این شعارها را بدنبال پیشنماز، تکرار کنند، چرا که رحمت و مغفرت را بهتر جلب مى کند.
آنگاه ، امام جماعت و مردم ، دست به دعا بردارند، و بسیار التماس و دعا کنند و بنالند و بخواهند، و امام جماعت ، خطبه بخواند و از خداوند، طلب باران کند. و بهتر است از خطبه هایى که از معصومین علیه السلام نقل شده استفاده شود. مانند آنچه از حضرت امیر علیه السلام [۱۰] و امام سجّاد علیه السلام [۱۱] نقل شده است .
سابقه نماز باران
آنگونه که از روایات تاریخى برمى آید، نماز باران در زمان انبیاء گذشته هم بوده است (نمونه بیرون رفتن حضرت سلیمان را خواندید).
دعاها و حدیث هایى هم که درباره شیوه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله در خواندن نماز باران نقل شده ، با خطبه هاى مربوط به این نماز که از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل شده ، و نیز دعاى امام سجّاد علیه السلام گویاى این است که به این سنت ، عمل مى شده است .[۱۲]
در تاریخ ، برخى از علماى بزرگ هم به برگزارى این نماز اقدام کرده و از خدا، باران گرفته اند.
البته این نماز، از آن جهت حساسیّت دارد که اگر خداوند، دعاها را مستجاب نکند و باران نفرستد، مایه شرمندگى نمازگزاران مى شود که خدا به آنان توجّه ننمود. از این جهت ، اقدام به این نماز، جرأت و ایثارى در حدّ مایه گذاشتن از آبرو مى طلبد.
یکى از معروف ترین نمازهاى باران تاریخ معاصر ما، نماز آیت الله العظمى سیّد محمد تقى خوانسارى (رحمة الله علیه ) است .
نوشته اند که در سال ۱۳۶۳ قمرى همان سالى که متفقین ، ایران را اشغال کرده بودند، در قم باران نبارید و باغها و مزارع خشکید و خطر قحطى و خشکسالى مردم قم را تهدید مى کرد.
آن مرجع بزرگوار، دو روز متوالى براى نماز باران به بیابانهاى اطراف قم رفت ، این حرکت ، گرچه مورد استهزاء غیر معتقدان به امور معنوى و غیبى بود، ولى در روز دوّم ، چنان باران آمد که سیلها روان شد و جویبارها به راه افتاد و این از آثار انفاس قدسى آن مرد الهى بود.[۱۳]
——————————————————————————–
[۱] . ملک ، آیه ۳۰٫
[۲] . من لایحضر، ج ۱، ص ۵۲۴٫
[۳] . من لایحضر، ج ۱، ص ۵۲۴٫
[۴] . تحریرالوسیله ، ج ۱، ص ۲۴۵، نماز استسقاء.
[۵] . من لایحضر، ج ۱، ص ۵۲۴٫
[۶] . همان،ص ۵۲۶٫
[۷] . از شعر لطف حق پروین اعتصامى .
[۸] . دیباچه گلستان سعدى .
[۹] . تحریرالوسیله ، ج ۱، ص ۲۴۵٫
[۱۰] . الحمدلله سابغ النعم … من لایحضر، ج ۱، ص ۵۲۷ و دعاى حضرت على علیه السلام مستدرک نهج البلاغه ، ج ۶، ص ۲۶۸٫
[۱۱] . اللهم اسقنا الغیث … صحیفه سجادیه ، دعاى ۱۹٫
[۱۲] . به من لایحضر الفقیه ، بحث نماز استسقاء مراجعه شود.
[۱۳] . آثار الحجه و گنجینه دانشمندان ، ج ۱، ص ۳۲۴٫ قبر آن مرحوم ، در حرم حضرت معصومه علیهاالسلام است .

برچسب: نویسنده: عطر نماز تاريخ: چهارشنبه 6 فروردين 1393 ساعت: 20:58

بسم الله
بررسی آثار تبلیغ کلامی صرف در دو حیطه خانواده و جامعه >نماز و خانواده

نماز از ارکان متعالی و از رشته های مستحکم ارتباطی میان صانع و صنع در دین مبین اسلام است. ارتباط اهل راز با خداوند، از خود دور شدن و به خداوند نزدیک شدن، همه و همه با انجام مراسم ویژه ای به نام نماز امکان پذیر است. اگر انسان بداند نماز چیست؟ آثار و نقش آن در زندگی بشری چگونه است؟ تفاوت انسان نماز گزار با انسان کاهل یا تارک نماز چیست؟ و نیز بداند که انسان می تواند هویت اصلی خویش را در ارتباط با معبود منسجم و آن را دریافت کند. غفلت از نماز را یک خسران مادی و معنوی می داند.
آری، نمازگزار خود را در دنیا بدون تکلیف و سرگردان نمی داند و با اندیشه در اهداف زندگی، مشغول برنامه ریزی برای آینده می شود. اعتقاد به خداوند را به عنوان حلال مشکلات برای رسیدن به آرامش در بحران می داند آن را تجربه و درک می کند. از سوی دیگر بی توجهی به نماز از سوی محیط و نیز خود فرد، روح طغیان گر و عصیان گر را تقویت می کند و سهل انگاری در دیگر امور را نیز خوب می داند. پیامبر اکرم(ص) می فرمودند: «کودکان خود را از کودکی به نماز وادار کنید.» و امام صادق(ع) نیز می فرمودند: «پیش از این که محوری گمراه کننده بر فرزندان غلبه کند آنها را با جریان های دینی آشنا کنید.» و هم آن که ایشان فرموده اند: «از سنین میان ۶ تا ۷سالگی، کودک را به نماز وادار کنید و در ترک آن، او را مؤاخذه کنید.»
این دستورات، اهمیت دوره نوجوانی و کودکی را در شکل گیری های مذهبی و اجتماعی یادآوری می کند. میان زندگی اجتماعی و سیاسی انسان و زندگی معنوی و فردی او تعاملی عجیب وجود دارد. به طوری که بی نمازی یک نوجوان یا جوان می تواند در دزدی، رشوه خواری و نیز اعمال ناهنجار اجتماعی مؤثر باشد و انجام این رذایل نیز بر حیات نماز و روحانیت آن، تأثیر متقابل دارد.
اسلام بیش از ۱۴قرن پیش، پرچم هدایت بشریت را به دست گرفته، آنها را که خواستار سعادت هستند به زیر لوای خود فرامی خواند. اکنون که در کشور ما نوای اسلام سر داده می شود و به برکت این آئین مقدس، قدم در راه رقابت های جهانی می گذاریم، چرا برخی از افراد به ویژه جوانان به رفتارهای دینی از جمله نماز، کم رغبتی نشان می دهند! چه علتی موجب نفوذ بی رغبتی واجباتی نظیر نماز در دل جوانان و نوجوانان می شود!
در این مقاله به بررسی آثار تبلیغ کلامی صرف در دو حیطه خانواده و جامعه می پردازیم.
۱) خانواده
خانواده نهاد مقدس و امنی است که هر جامعه ای راسازمان دهی و پی ریزی می کند و سلامت و سعادت هر جامعه به داشتن کانون گرم و سالم خانواده بستگی دارد. انتقال ارزش های اخلاقی و دینی در هر جامعه در وهله اول به عهده خانواده است. در خانواده ای که میان والدین و فرزند، ارتباط فرهنگی، متزلزل می شود، فرزندان این خانواده دچار بی هویتی فرهنگی و سردرگمی می شوند. عوامل اجتماعی زیر می تواند تبلیغات مثبت برای گسترش و تعمیق نماز در جامعه را کم اثر کند :
الف ) اعتقاد نداشتن به تدین
درخانواده هایی که در آن ها مقوله ای به نام دین هویت ندارد، اگر فرزندی وجود داشته باشد چه انتظاری می رود که برخلاف فکر و اندیشه پدرومادرش به اموری نظیر خدا، قیامت و … معتقد شود. عضو این خانواده از جمعیت نمازگزار، قیام، سجود و رکوع شان لذت می برد ولی باز پایش در رفتن می لنگد. انسانی که معتقد به خدا و قیامت نیست لزومی نمی بیند که شبانه روز چند نوبت نماز بخواند یا روزه بگیرد و به فکر جواب دادن به پاسخ و پرسش های قیامت هم نیست. پدر و مادر بی ایمان و بی اعتقاد کانون اصلی پرورش فرزندان بی اعتقاد هستند.
ب ) توجه نکردن به مقوله تربیت اخلاقی
چه بسیار والدینی که به تربیت جسمی فرزند اهمیت می دهند اماچشم از تربیت دینی فرزندان خود پوشیده اند و اعتقاد دارند که فرزند باید آزاد باشد. پیامبر اکرم (ص) در این باره فرموده اند: «بدا به حال بچه های دوره آخرالزمان از دست پدر و مادر ایشان، به خاطر این که پدر و مادرها به فکر دنیای بچه هایشان هستند اما به فکر آخرت آنها نیستند، به فکر تأمین آتیه برای اولادشان هستند، اما به فکر تربیت صحیح، ادب و دین آنها نیستند.» بعد فرمودند: «من بری هستم از این گونه مردم و آنها هم از من بری هستند.» بنابراین هسته اولیه علت بی رغبتی جوانان، ریشه در نحوه نگرش پدر و مادر بر جنبه های رفتارهای دینی دارد.
از سوی دیگر والدینی هستند که خود، عبادات کاملی دارند اما لزومی نمی بینند که آنها را به فرزندان منتقل کنند و معتقدند که هرکس در آخرت، خود جوابگوی اعمالش است. این دسته از والدین نه فقط دنیا و آخرت فرزندان را تباه می کنند بلکه آخرت خود را هم نابود می کنند.
پ ) آشنا نبودن با ابزارهای کنترل
خانواده هایی هستند که خود دین دار و معتقدند و فرزندان متدینی نیز دارند اما پس از آموزش احکام، آن ها را به حال خود رها می کنند. مشغله کاری و امور منزل و اداره موجب این شکاف ارتباطی می شود. در این شرایط عضو خانواده به دور از چشم والدین دستخوش آلودگی می شود. والدین باید با دلسوزی و نظارت مستمر، عقاید و اجرای فرایض الهی را در افراد ریشه دار کنند بنابراین تذکر مداوم که آن هم دارای شرایط خاص است می تواند آموزش فرایض دینی از جمله نماز و مناجات را بهینه کند.
ت ) سخت گیری و خشونت
زیر فشارهای شدید و کتک قراردادن بچه ها از سوی خانواده ها، سرخوردگی زیادی نسبت به اعتقادات دینی به وجود می آورد، این احساس ناخوشایند برای اقامه ی مناسک دینی ایجاد شده تا جوانی و بزرگسالی ادامه پیدا می کند. امروزه بیش از هر چیز به ابزارهای روانی و اجتماعی جذاب، ساده و مؤثر برای اقامه نماز نیاز داریم آیا فردی که با آرامش و منطق به نماز خوانده می شود فردا که لذت عبادت را چشید به نوافل نخواهد پرداخت؟!
ث۰ آموزش نادرست والدین
به طور مطمئن خانواده های مسلمان با آموزش ناصواب فرزندان درباره نماز قصد ستیز با دین را ندارند اما ناخودآگاه به دین ضربه می زنند. بویژه در آموزش دین و دینداری نباید خرافات و عرف را بر احکام دین و روش های منطقی ارجحیت داد.
با جوانان نباید زیاد از عقوبت و عذاب صحبت کرد بلکه باید، بیش تر از ثواب و پاداش های شیرین گفت تا جوانان و نوجوانان جذب نماز شوند.
ه) رفتارهای نادرست
بداخلاقی، بدزبانی و نقاط ضعف رفتارهای دینی خود را بیان کردن، موجب گریز از دین می شود. والدینی که نماز را هروقت که کارشان تمام شد، می خوانند و حتی به ظاهر پوشش خود در وقت نماز اهمیت نمی دهند، چگونه می توانند نوجوانان و جوانان را تحت تأثیر مسائل مذهبی قرار دهند؟
۲) جامعه
الف) الگوسازی غلط
برخی از گروه ها، رسانه ها و مطبوعات یک سویه عوامل بیگانه را الگوسازی می کنند.
زمانی که اندیشه غربی به جای اندیشه اسلامی تبلیغ شود جوان در عمل دچار تزلزل می شود و شاید به سمت اعتقادات غربی هم سوق پیدا کند.
ب) مبلغ نماها
انسان های ریاکار به دنبال جاه و مقام اجتماعی در لباس شیادی، بلا و ضربه ای به دین وارد می کنند که امروزه از این نقطه، ضربات مهلکی به دین وارد شده و می شود. زمانی که اعمال و عبادات در جامعه توأم با تظاهر است، روح نداشته و به دل و جان نمی نشیند. نتیجه این تظاهرها و شیادی ها، بی تفاوتی و خستگی طالب دین می شود.
پ) نارسایی مکان ها و امکانات برپایی نماز
طولانی بودن برنامه نماز، فقدان امکانات وضو گرفتن و همه عواملی که به نمازخانه و غیره مربوط است بر اقبال نداشتن جوانان به نماز می افزاید. آموزش و تربیت ائمه جماعات و تغذیه آنها به طور مداوم از نظر آشنایی با علوم دین و نیازمندی های نماز و بکارگیری امامان جماعت آگاه، با قرائت صحیح به جذابیت نماز کمک فراوان می کند.
● راهکار مناسب
علاوه بر شرکت اساتید صاحب نام و صاحب شهرت در نمازهای جماعت، ارائه پاسخ های علمی و قانع کننده به سؤالات مذهبی نمازگزاران، آگاهی بخشی به نمازگزاران درباره فلسفه نماز، عامل بودن توصیه کنندگان به نماز، بیان زندگی بزرگان دین و احیاکنندگان نماز در طول تاریخ، اجتناب از روش های خشن، توبیخ، تنبیه، تهدید، تمسخر و غیره در امر نماز، اجتناب از اجبار و جلوگیری از ریا در فرهنگ نماز، استقبال پرجاذبه از نمازگزاران در مساجد به ویژه جوانان و گوش دادن به حرف های جوانان در مساجد می تواند برای حذف آثار منفی تبلیغ کلامی صرف برای نماز مؤثر باشد.
جوان به علت برخورداری از حس کنجکاوی و دقت نظر شدید، همواره محیط اطراف خود را زیرنظر دارد. چنین فردی به خاطر دقت و تیزبینی نسبت به محیط اطراف و رفتارهای اطرافیان، جایگاه خود و نحوه برخورد با پدیده های اجتماعی را طراحی می کند. مواجهه با دوگانگی در رفتار و کردار برخی مبلغان یکی از مهم ترین عوامل دلزدگی جوان از دین و دین داران است. دعوت به ساده زیستی، عدالت، سلامت اخلاقی و مالی، پرهیز از دروغ و تهمت و حسادت از جمله تعالیمی است که معمولاً برخی از مبلغان به آن نمی پردازند.
عمل گزینشی به تعالیم دینی و ملاحظه منافع شخصی و گروهی در حوزه سیاست و اقتصاد تأثیری عمیق در نگرش نمازگزار بویژه جوان به دین دارد. بنابراین باید تلاش کرد که با ارائه الگوهای عملی مناسب، از انحراف فکری آنها جلوگیری کرد و به آنان آموخت که حساب دین داران و متولیان امر دین را نباید با دین یکی کرد.

منابع و مآخذ
۱ـ نقش نماز در هویت یابی انسان مسلمان، عباس ملاتقی، نشر ستاد اقامه نماز، چاپ اول، ۱۳۸۰.
۲- تجلی نماز در نهضت عاشورا، عباس ملاتقی، نشر فردابه، چاپ اول، ۱۳۸۶.
۳ـ تربیت فرزند از نظر اسلام، استاد حسین مظاهری.
۴ـ تاریخ اسلام (دانشگاه پیام نور) کلیه رشته ها به غیر از الهیات، دکتر علی اکبر حسینی، فصل سوم.
۵ـ اصول کافی، ثقهٔ الاسلام کلینی، ترجمه و شرح رسولی.
۶ـ وسایل الشیعه، شیخ محمد حر عاملی، جلد ۳٫

برچسب: نویسنده: عطر نماز تاريخ: چهارشنبه 6 فروردين 1393 ساعت: 20:55


وقتی پیامبر(ص) از خواستهآنان آگاهی یافت، فرمود: «ای فاطمه، میخواهی چیزی به تو عطا کنم که از خدمتکاری و همه دنیا با آنچه در آن است، ارزشمند تر است؟ حضرت فاطمه(س) فرمود: مشتاقم بدانم چیست؟ پیامبر(ص) فرمود: بعداز نماز سی و چهار مرتبه «الله اکبر» و سی و سه مرتبه «الحمد لله» و سی و سه مرتبه «سبحان الله» بگو و آن را با «لا اله الا الله» ختم کن. این کار برایت از چیزی که میخواهی و از دنیا و هرچه در آن است،بهتر است.»

تسبیح، عبادتی برگزیده است که هرکس در سیر معنوی خویش، به قدر طاقت و معرفتش از آن بهره میگیرد و این در حالی است که از ائمه(ع) قبل از خلقت عالم مادی، به تسبیح ذات اقدس حق مشغول بودهاند.

در آستانه فرارسیدن ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) مرکز خبر حوزه به بخش اندکی از آثار و فواید مادی و معنوی تسبیحات حضرت فاطمه زهرا(س) بعد از نمازهای واجب پرداخت.
بهترین تعقیبات نماز، تسبیحات حضرت زهرا(س) است و شایسته است که بعد از نمازهای واجب و زمانهای دیگری چون وقت خواب و ابتدای زیارت بزرگان و پیشوایان دین بر آن مداومت شود.
هدیهای آسمانی از جانب پدر
هنگامی که فاطمه(س) از سختی کارهای خانه در زحمت بود،امیرمؤمنان به ایشان فرمود: نزد پدر برود و خدمتکاری درخواست کند تا در امور منزل یار و همکارش باشد.
وقتی پیامبر(ص) از خواستهآنان آگاهی یافت، فرمود: «ای فاطمه، میخواهی چیزی به تو عطا کنم که از خدمتکاری و همه دنیا با آنچه در آن است، ارزشمند تر است؟ حضرت فاطمه(س) فرمود: مشتاقم بدانم چیست؟ پیامبر(ص) فرمود: بعداز نماز سی و چهار مرتبه «الله اکبر» و سی و سه مرتبه «الحمد لله» و سی و سه مرتبه «سبحان الله» بگو و آن را با «لا اله الا الله» ختم کن. این کار برایت از چیزی که میخواهی و از دنیا و هرچه در آن است،بهتر است.»
در آن لحظه که این هدیه آسمانی به فاطمه(س) عطا شد، فرمود:« از خدا و رسول راضی شدم.»
امام باقر(ع) درباره تسبیح حضرت زهرا میفرماید: «خداوند متعال با هیچ ستایشی بالاتر از تسبیحات فاطمه زهرا(س) عبادت نشده است و اگر چیزی افضل از آن وجود داشت، رسول خدا(ص) آن را به فاطمه(س) اعطاء میکرد».
تسبیح حضرت زهرا که به مناسبت مداومت آن حضرت در انجام آن، به ایشان منسوب گردیده است، درواقع تسبیح حضرت حقتعالی است!!

معنای تسبیح حضرت زهرا(س)
الله اکبر
انسان با گفتن «الله اکبر» به نهایت عجز خود اعتراف میکند و به ناتوانیاش به درگاه الهی بارها اقرار میکند.
جمیع بن عمیر میگوید: در محضر امامصادق(ع) بودم. حضرت از من پرسید: «جمله «الله اکبر» یعنی چه؟گفتم:یعنی خدا از همه چیز بزرگتر است. حضرت فرمود: مطابق این معنا خدا را چیزی تصور کرده ای و او را بزرگ تر از آن چیزها تصور نمودهای. عرض کردم: پس معنی «الله اکبر» چیست؟حضرت پاسخ داد:معنایش این است؛ «الله اکبر من ان یوصف؛ خداوند بزرگتر از آن است که توصیف گردد.»
الحمدلله
پس از آنکه انسان به عجز و ناتوانی خویش در شناخت خالق اعتراف کرد، با گفتن «الحمد لله» که از افضل اذکار تسبیح است،وارد مرحله بعدی میشود.
حضرت امامخمینی در باب حمد میفرماید: «حمد خدا مساوی شکر است؛ چنانچه در روایات کثیره وارد است، کسی که «الحمد لله» بگوید شکر خدا را ادا کرده است، چنانچه امامصادق(ع) فرمود:شکر هر نعمتی اگرچه بزرگ باشد،این است که حمد خدای عزوجل کنی».
سبحان الله
شخصی از حضرت علی(ع) پرسید: »معنی «سبحان الله» چیست؟ حضرت فرمود: «سبحان الله» تعظیم مقام بلند و با عظمت خدا و منزه دانستن او از آنچه مشرکان میپندارند، است و زمانیکه بنده این کلمه را میگوید، همه فرشتگان بر او درود میفرستند».
ثواب تسبیح حضرت زهرا با تربت امامحسین(ع)
درباره ثواب تسبیح حضرت زهرا(س) با تربت امامحسین(ع) از حضرت صاحب الامر (عج) روایت شده است: «هرکه تسبیح تربت امامحسین(ع) را در دست داشته باشد و ذکر را فراموش کند، ثواب ذکر برای او نوشته میشود».
بعداز آنکه رسول اکرم(ص) تسبیحات را به کوثرش عطا کرد، حضرت فاطمه ابتدا رشتهای از پشم تابیده و با آن به تسبیح پرداخت، تا این که حضرت حمزة بن عبدالمطلب شهید شد. پس حضرت فاطمه(س) از تربت قبر آن بزرگوار خاک برداشت و تسبیح ساخت و با آن تسبیح میکرد و مردم نیز چنان کردند و چون سیدالشهدا شهید شد، سنت شد که از تربت آن اماممظلوم،تسبیح سازند و با آن ذکر گویند.
فضیلت و آداب تسبیح حضرت زهرا(س)
درباره فضیلت و آداب گفتن تسبیح حضرت زهرا(س) روایات زیادی از ائمه معصومین(ع) وارد شده است که به برخی اشاره میشود:
*جلوگیری از تیره بختی
ابوهارون مکفوف میگوید: «امامصادق به من فرمود: ای ابوهارون، ما کودکان خود را همانگونه که به نماز فرمان میدهیم،به تسبیح حضرت زهرا(س) نیز امر میکنیم. پس بر این ذکر مداومت کن؛ زیرا هر بندهای بر آن مداومت کند، تیره بخت نمیشود.
*خوشنودی خداوند، دوری کردن شیطان
امام باقر(ع) فرمود:هرکس تسبیح حضرت زهرا را بگوید،سپس طلب آمرزش کند، آمرزیده خواهد شد. این تسبیح به زبان یکصد مرتبه است، ولی در میزان عمل یک هزار تسبیح به حساب میآید و شیطان را دور و خداوند رحمان را خوشنود میسازد.»
*آمرزش گناهان
امام صادق(ع) نیز به فضیلت تسبیح بعداز نمازهای واجب چنین اشاره کرد: « مَنْ سَبَّحَ تَسْبِیحَ فَاطِمَةَ ع قَبْلَ أَنْ یَثْنِیَ رِجْلَیْهِ مِنْ صَلَاتِهِ الْفَرِیضَةِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ، هرکس بعداز نماز واجب تسبیحات حضرت زهرا(س) را بجا آورد قبل از اینکه پای راست را از بالای پای چپ بردارد، جمیع گناهانش آمرزیده میشود»(کافی ج ۳ ص ۳۴۳)
و در حدیثی دیگر فرمود: « مَنْ سَبَّحَ تَسْبِیحَ فَاطِمَةَ ع فَقَدْ ذَکَرَ اللَّهَ الذِّکْرَ الْکَثِیر ، کسی که تسبیح فاطمه زهرا(س) را بگوید خدا را به ذکر کثیر یاد کرده است.»)معانی الاخبار ص ۱۹۳)
شرایط تسبیح حضرت زهرا (س)
یکی از شرایطی که در این تسبیح باید رعایت شود، این است که بعداز نماز بلافاصله خوانده شود؛یعنی وقتی نماز به پایان رسید، نمازگزار قبل از اینکه تغییر وضع دهد و به عبارتی از حالت تشهد و سلام در نماز خارج شود، تسبیح را شروع کند و از آنچه در سرّ عدد مستور است میتوان فهمید که بلافاصله بودن تسبیح بعداز نماز دارای حسابی است که در غیر اینصورت نیست.
با فضایلی که برای حضرت زهرا (س) نقل شد، و نیز تاکیدات بسیاری که در مداومت بر آن از ناحیه ائمه معصومین(ع) آمده است، شایسته است که این عمل، عاشقانه و با نشاط بهجا آورده شود.
اگرچه ممکن است نفس تسبیح بعداز نماز نشانه ای از نشاط در عبادت باشد، اما متاسفانه بسیار دیده میشود که به هنگام تسبیح، اذکار را چنان سریع و بیتوجه میگویند که شاید بیانگر این واقعیت باشد که تسبیح را بر اثر عادت یا تاثیر محیط میگویند، نه از روی نشاط.

برچسب: نویسنده: عطر نماز تاريخ: چهارشنبه 6 فروردين 1393 ساعت: 20:55

مدتها بود چیزی را فراموش کرده بودم کجا گذاشته ام دیروز سر نماز یادم آمد ! راستی سر نماز یادم آمد بگویم که … سر نماز بودم فلانی چیزی گفت نتوانستم جلوی خنده ام را بگیرم . خوب حالا وقت زیاده بشین بعد نمازمونو میخونیم، این جملات و صدها جمله شبیه به این ها هست که ما به طور معمول و عادی در مورد ستون دینمان میگوییم آیا واقعا نماز وقت اندیشیدن به مسائلی است که ارزش این را نداشته اند در شرایط عادی به آنها بیندیشیم؟ این است ارزش نماز؟ این است بازدارنده از فحشا و منکر بعضی از ما تا آن حد پیش رفته ایم که دقیقا سر نماز به انجام گناهانمان می اندیشیم و از فکر لذتش قند در دلمان آب میشود . پس کی قرار است با این نماز خود را بسازیم و به کمال برسیم پس روح نماز چه میشود این نماز های بی روح به کجا میبرد ما را این آن چراغی نیست که پیش پا بنماید .!!


روح نماز توجه به خدا است. نمازى که از این جوهره اساسى بى بهره باشد، کالبد بى جانى است که ارزش و قیمت آن بسیار ناچیز است.

درست به همین سبب است که رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم مى فرماید:

«کم من قائم حظه من صلوته التعب و النصب» ؛ چه بسا نمازگزارى که از نمازخویش جز مشقت و رنج بهره اى ندارد.

و نیز بدین جهت است که آن جناب مى فرماید:

«لیس للعبد من صلوته الا ما عقل» ؛ بنده نمازگزار از نماز خویش بهره اى ندارد، مگر به اندازه اى که از نماز بفهمد.

بنابر این، نمازى که در حال غفلت گزارده شود، فایده اى به حال نمازگزار ندارد، بلکه اگر ادعا کنیم چنین نمازى به حال شخص مضر است، ادعاى نادرستى نکرده ایم زیرا خداوند تبارک و تعالى مى فرماید:

« و اى بر نماز گزاران آنانى که از نمازشان غافلند.»

از قول امیر مؤمنان على علیه السلام نقل شده که آن جناب فرمود:

«الالتفات فی الصلاة اختلاس من الشیطان.فایاکم و الالتفات فی الصلاة ؛ غفلت از خداوند و توجه به غیر، دستبردى است که شیطان به نماز نمازگزار مى زند، بنابر این، از آن بر حذر باشید.»

و هم چنین از قول رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نقل شده که آن جناب فرمود:

«ایما عبد التفت فی صلاته قال الله: یا عبدى الى من تقصد و من تطلب؟ اربا غیری ترید؟ او رقیبا سوای تطلب؟او جوادا خلاى تبغی؟ و انا اکرم الاکرمین واجود الاجودین و افضل المعطین.اثیبک ثوابا لا یحصى قدره.اقبل على فانی الیک مقبل و ملائکتی الیک مقبلون.فان اقبل زال عنه اثم ما کان منه.فان التفت ثانیة اعاد الله له مقالته، فان اقبل على صلاته غفر الله له و تجاوز عنه ما کان منه. فان التفت ثالثة اعاد الله له مقالته، فان اقبل على صلوته غفر الله له ما تقدم من ذنبه.فان التفت رابعة اعرض الله عنه و اعرضت الملائکة عنه و یقول:ولیتک یاعبدی الى ما تولیت» ؛ هر بنده اى که در نماز خویش از خدا غافل شود و به غیر او توجه کند، خداوند به او مى فرماید: بنده من!به چه کسى توجه مى کنى؟ و چه کسى را طلب مى نمایى ؟ آیا پروردگارى جز من مى خواهى؟ یا مراقب و پاسبانى غیر از من مى طلبى ؟ و یا بخشنده اى جز من مى جویى ؟ در حالى که من ارجمندترین ارجمندان، بخشنده ترین بخشندگان و برترین دهندگان هستم . تو را پاداشى دهم که به قدر و اندازه در نیاید . به من روى کن که من به تو روى کرده ام و فرشتگان من نیز به تو توجه دارند . پس از آن اگر بنده غافل، از غفلت خویش منصرف شود و به خداوند توجه کند، گناه غفلتى که از او سر زده است بخشیده مى شود و اگر براى بار دوم از خدا غافل شود و به غیر او توجه کند، خداوند سخن یاد شده را تکرار مى کند پس اگر از غفلت خویش باز گردد و به خدا توجه کند، خداوند گناه بى توجهى او را مى بخشد و از وى در مى گذرد و اگر براى بار سوم ازخدا غافل شود، خداوند باز فرموده خویش را تکرار مى کند پس اگر از حال غفلت به توجه باز گردد، خداوند گناه غفلت او را مى بخشد. ولى اگر براى بار . ولى اگر براى بار چهارم از خداوند غافل شود خداوند از او رو بگرداند و فرشتگان هم چنین کنند آن گاه خداوند به چنین نماز گزارى گوید : اى بنده من!تو را به همان چیزى که بدان روى کردى واگذار نمودم.


طبق آنچه ذکر گردید نمازى که نمازگزار در آن سرگرم افکار خود بوده و توجهى به خدا نداشته باشد، خود گناه است و نمازى که خودش گناه است چگونه مى تواند نمازگزار را از گناه باز دارد ؟

چگونگى تحصیل حضور قلب در نماز

حال اگر مانند بسیارى از افراد بپرسى: چرا ما هر چه بیشتر سعى مى کنیم که در نماز حواس خود را جمع کرده و به خدا توجه کنیم، کمتر موفق مى شویم ؟ آیا به راستى چاره اى وجود دارد که ما را در دست یافتن به این جوهره اساسى که روح نماز است یارى رساند؟

گوییم : اگر مى خواهى چیزى مانند کپسول به تو داده شود و تو آن را به راحتى نوش جان کنى و یک شبه همه کارهایت رو به راه گردد، قطعا جواب منفى است، ولى اگر مرد میدان عمل هستى و خود را براى یک کار زار طولانى و جدى مهیا مى کنى، جواب مثبت است.

توضیح این که : اگر صفتى یا حالتى بر انسان غلبه کند، آن صفت یا حالت، درهمه صحنه ها و تمام شؤون زندگى، خود را نشان داده و آدمى از آن خلاصى ندارد.کسى که در کوچه و بازار در کلاس و مدرسه، در محیط خانه و محل کار، یک سره به یاد خداست و از او غافل نیست، بدون تردید در نماز نیز حواسش را جمع کرده و از خدا غفلت نمى کند.

بر خلاف کسى که در محیط خانه و محل کار، در کلاس و مدرسه، درکوچه و بازار از خدا غافل است و یک سره سرش بند مسایل مادى و روز مره زندگى دنیاست و دلش متعلق به غیر خداست بى شک، چنین کسى نمى تواند درنماز قلب خود را متوجه خدا کند، بلکه دلش دنبال همانى است که قبل ازنماز دنبال آن بود، و وجودش غرق در همان است که قبل از ورود در نماز غرق در آن بود.

خداى تبارک و تعالى در وصف بندگان مؤمن خویش مى فرماید:

« رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ … » ؛ مردانى که آنها را هیچ تجارت و معامله اى از یاد خدا باز نمى دارد.

وقتى که کسب و کار آنان را از یاد خدا باز ندارد، بدون تردید هنگامى که وضومى سازند و رو به قبله مى ایستند و نماز مى گزارند، از خداوند غفلت نمى کنند، بر خلاف من و تو که قبل از نماز در امور روزمره زندگى غرق هستیم و وقتى هم که به نماز مى ایستیم نمازمان نیز رنگ و بوى امور دنیوى دارد.

واضحتر بگویم : اولیاى خدا و بندگان مخلص حق، نماز خویش را برداشته و آن را با خود به محیط بازار مى برند.در آن جا هم که هستند مشغول نمازند«خوشا آنان که دایم در نمازند.» و به فرموده خداى متعال: «الذین هم على صلوتهم دائمون» آنان همیشه به یاد خدا هستند.»

ولى ما عقب افتاده ها، کسب و کار خویش را برداشته و با خود به فضاى نماز مى آوریم.نماز هم که مى خوانیم باز دنبال هدف گمشده خود هستیم «نعوذ بالله من شرور انفسنا و سیئات اعمالنا.»

بارى اى عزیز! اگر صادقانه قصد آن دارى که در نماز دلت متوجه خدا باشد و از او غافل نگردى، باید کار را قبل از نماز شروع کنى و در همه جا و همه حال به یاد خدا باشى و از او غفلت نکنى. بى شک اگر چنین توفیقى را به دست آورى، در نماز دلت متوجه خدا خواهد بود در غیر این صورت، نه.

مرحوم علامه طباطبایى -قدس سره- در اواخر عمر با برکت خویش هنگامى که در بستر بیمارى افتاده بود.در جواب شخصى که از آن جناب از چگونگى تحصیل حضور قلب در نماز پرسیده بود، چند بار با عنایت خاصى فرمود: مراقبه، مراقبه.

مراد آن بزرگوار آن است که اگر مى خواهید در نماز حواستان جمع باشد و ازخدا غافل نشوید، باید در طول شبانه روز وقتى که به کارهاى دیگر اشتغال داریداهل مراقبه باشید زیرا اگر این حالت ملکه شما شود و چنین صفتى بر شما غلبه کند، در نماز نیز این حالت براى شما محفوظ خواهد ماند، همان طور که اگر درطول شبانه روز از خدا غافل باشید و غفلت از حق در شما رسوخ کند، در حال نماز نیز چنان خواهید بود و از آن خلاصى نخواهید داشت.

برچسب: نویسنده: عطر نماز تاريخ: چهارشنبه 6 فروردين 1393 ساعت: 20:38

نمازهای واجب
نمازهای واجب ۶ دسته هستند:
۱- نمازهای یومیه
2- نماز آیات
۳- نماز میت
۴- نماز قضای پدر که بر پسر بزرگتر واجب است.
۵- نماز طواف واجب
۶- نمازی که به وسیله نذر و قسم و مانند اینها واجب شده باشد.
از مهمترین نمازهای واجب می توان به نمازهای یومیه اشاره کرد که هر مسلمان در هر شبانه روز باید هفده رکعت نماز بدین ترتیب بجا آورد:
۱- نماز صبح دو رکعت
۲- نماز ظهر چهار رکعت
۳- نماز عصر چهار رکعت
۴- نماز مغرب سه رکعت
۵- نماز عشا چهار رکعت

توضیح المسائل مراجع(فتاوای ۱۲ مرجع)، ج۱، ص۴۲۱٫

**********************************************

نماز های مستحب
نمازهای مستحبی نمازهایی هستند که مسلمانان برای کسب ثواب بیشتر و نزدیک تر شدن به خداوند و دوری از شیطان بجا می آورند.
این نمازها به صورت دورکعتی، خوانده می شوند؛ از جمله نمازهای مستحبی می توان به این موارد اشاره کرد:
۱- نمازهای نافله
۲- نماز غفیله
۳- نماز تحیت مسجد
۴- نماز زیارت معصومین علیهم السلام
۵- نماز امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
۶- نماز هدیه به معصومین علیهم السلام

فهرست و کیفیت تمام نمازهای مستحبی در کتاب «مفاتیح الجنان» محدث بزرگوار شیخ عباس قمی(ره) آمده است.

برچسب: نویسنده: عطر نماز تاريخ: چهارشنبه 6 فروردين 1393 ساعت: 20:32

ذات مقدس) مقدماتی لازم است که تا فراهم نشود، نماز صحیح نیست و آن مقدمات عبارتند از:
۱- طهارت (وضو، تیمم، غسل)
2- پاکی بدن و لباس از آلودگی
3- مباح بودن لباس
۴- اوقات نماز
5- مکان نمازگزار
۶- قبله
طهارت
نمازگزار باید برای انجام عبادت کسب طهارت کند، این طهارت گاهی با وضو، غسل و در شرایطی هم با تیمم حاصل می شود.

وضو
وضو جزء ایمان است و به تعبیری نماز بدون وضو نماز نیست، امام رضا علیه السلام نیز درباره وضو می فرماید:
«لِأَنْ یَکُونَ الْعَبْدُ طَاهِراً إِذَا قَامَ بَیْنَ یَدَیِ الْجَبَّارِ عِنْدَ مُنَاجَاتِه ؛
وضو یک ادب در برابر خداست، تا وقتی بنده هنگام نماز در برابر پروردگار می ایستد؛ پاک باشد.»
البته وضو گرفتن براى قرائت قرآن، خواندن دعا و زیارت هم مستحب است.

شرایط وضو
شرط صحیح بودن وضو سیزده چیز است.
۱و۲- آب وضو پاک و مطلق باشد. (مضاف نباشد)
آب، یا مطلق است یا مضاف: آب مضاف، آبى است که از چیزى گرفته شود، مانند آب هندوانه و گلاب یا با چیزى مخلوط شود، مانند آبى که با گِل مخلوط گردد، به صورتى که دیگر به آن آب نگویند.
و غیر از اینها آب مطلق است، که پنج قسم مى باشد:
اوّل: آب کُر، دوم: آب قلیل، سوم: آب جارى، چهارم: آب باران، پنجم: آب چاه.
- وضو با آب نجس و آب مضاف باطل است. اگر چه انسان نجس بودن یا مضاف بودن آن را نداند یا فراموش کرده باشد و اگر با آن وضو نمازی هم خوانده باشد، باید آن نماز را دوباره با وضوی صحیح بجا آورد.
- اگر غیر از آب آلوده مضاف، آب دیگری برای وضو ندارد، چنانچه وقت نماز تنگ است، باید تیمم کند ولی اگر وقت دارد، باید صبر کند تا آب صاف شود و وضو بگیرد.
۳- آب وضو مباح باشد (غصبى نباشد)
- آب وضو و همچنین فضایی که در آن وضو می گیرد، باید مباح باشد.
- وضو با آب غصبی و آبی که معلوم نیست صاحب آن راضی هست یا نه، حرام و باطل است ولی اگر سابقا راضی بوده و انسان نمی داند که از رضایتش برگشته یا نه، وضو صحیح است.
۴و۵- ظرف آب وضو مباح باشد و از طلا و نقره هم نباشد.
اگر آب وضو در ظرف غصبی است و غیر از آن آب دیگری ندارد باید تیمم کند و چنانچه با آن آب وضو بگیرد باطل است و اگر آب مباح دیگری دارد چنانچه در آن ظرف غصبی، وضوی ارتماسی بگیرد و یا با آن ظرف، آب به صورت و دستها بریزد وضویش باطل است ولی اگر با کف دست آب از آن ظرف بردارد و به صورت و دستها بریزد وضویش صحیح است اگر چه از جهت تصرف در ظرف غصبی فعل حرام، مرتکب شده است.
- وضو از ظرف طلا و نقره به احتیاط واجب مثل وضو از ظرف غصبی است.
- وضوى ارتماسى آن است که انسان صورت و دستها را به قصد وضو در آب فرو برد.
۶- اعضاى وضو موقع شستن و مسح کردن پاک باشد.
اگر یکی از اعضای وضو نجس باشد و بعد از وضو شک کند که پیش از وضو آن جا را آب کشیده یا نه، چنانچه در موقع وضو متوجه پاک بودن و نجس بودن آن جا نبوده، وضو باطل است، ولی اگر می داند متوجه بوده یا شک دارد که متوجه بوده یا نه،وضو صحیح است و در هر صورت جایی را که نجس بوده بایدآب بکشد.
-اگر پیش از تمام شدن وضو، جایی را که شسته یا مسح کرده نجس شود، صحیح است.
- اگر غیر از اعضای وضو جایی از بدن نجس باشد، وضو صحیح است. ولی اگر مخرج را از بول یا غائط تطهیر نکرده باشد، اولی آن است که اول آن را تطهیر کند، بعد وضو بگیرد.
۷- براى وضو گرفتن وقت باشد.
- هرگاه وقت به قدری تنگ است که اگر وضو بگیرد، تمام نماز یا مقداری از آن بعد از وقت خوانده می شود، باید تیمم کند، ولی اگر برای وضو و تیمم یک اندازه وقت لازم است، باید وضو بگیرد.
- کسی که در تنگی وقت نماز، وظیفه اش تیمم است اگر وضو هم بگیرد، وضویش صحیح است،چه برای آن نماز باشد و چه برای کار دیگری.
۸- به قصد قربت باشد.
- قصد قربت ، یعنی برای انجام فرمان خداوند عالم وضو بگیرد و اگر برای خنک شدن یا به قصد دیگری وضو بگیرد باطل است.
-لازم نیست نیت وضو را به زبان آورد یا از قلب خود بگذراند، ولی باید در تمام وضو متوجه باشد که وضو می گیرد، به طوری که اگر از او بپرسند چه می کنی، بگوید وضو می گیرم.
۹- ترتیب را رعایت کند.
باید وضو را به همان ترتیبی که گفته شده به جا آورد، یعنی اول صورت، بعد دست راست، بعد دست چپ شسته و در آخر سر و پاها مسح شود؛ البته باید پای راست پیش از پای چپ مسح شود و اگر به این ترتیب نباشد، وضو باطل است.
۱۰- پى در پى باشد.
-اگر بین کارهای وضو به قدری فاصله بیفتد که وقتی می خواهد جایی را بشوید یا مسح کند، رطوبت جاهایی که پیش از آن شسته یا مسح کرده خشک شده باشد،وضو باطل است ولی اگر فقط رطوبت جایی که جلوتر از محلی است که می خواهد بشوید یا مسح کند خشک شده باشد، مثلا موقعی که می خواهد دست چپ را بشوید رطوبت دست راست خشک شده باشد و صورت تر باشد، وضو صحیح است.
-اگر کارهای وضو را پشت سر هم بجا آورد، ولی به واسطه گرمای هوا یا حرارت زیاد بدن و مانند اینها رطوبت خشک شود، وضوی او صحیح است.
-راه رفتن در بین وضو اشکال ندارد. پس اگر بعد از شستن صورت و دستها چند قدم راه برود و بعد سر و پا را مسح کند، وضوی او صحیح است.
۱۱- در کارهاى وضو از دیگرى کمک نگیرد.
- شستن صورت و دستها و مسح سر و پاها را خود انسان انجام دهد و اگر دیگری او را وضو دهد یا در رسانیدن آب به صورت و دستها و مسح سر و پاها به او کمک نماید، وضو باطل است.
-کسی که نمی تواند وضو بگیرد، باید نایب بگیرد که او را وضو دهد و چنانچه مزد هم بخواهد در صورتی که بتواند باید بدهد، ولی باید خود او نیت وضو کند و با دست خود مسح نماید و اگر نمی تواند باید نایبش دست او را بگیرد و به جای مسح او بکشد و اگر این هم ممکن نیست، باید از دست او رطوبت بگیرد و با آن رطوبت سر و پای او را مسح کند.
-هر کدام از کارهای وضو را که می تواند به تنهایی انجام دهد، نباید در آن کمک بگیرد.
۱۲- استعمال آب براى او مانعى نداشته باشد.
-کسی که می ترسد که اگر وضو بگیرد مریض شود یا اگر آب را به مصرف وضو برساند تشنه بماند، نباید وضو بگیرد، ولی اگر نداند که آب برای او ضرر دارد و وضو بگیرد و بعد بفهمد ضرر داشته، وضویش صحیح است. اگر چه احتیاط مستحب آن است که با آن وضو، نماز نخواند و تیمم کند و چنانچه با آن وضو نماز خوانده، دوباره آن را اعاده نماید.
- اگر رساندن آب به صورت و دستها به مقدار کمی که وضو با آن صحیح است ضرر ندارد و بیشتر از آن ضرر دارد، باید با همان مقدار وضو بگیرد.
۱۳- برای رسیدن آب به اعضاى وضو مانعى وجود نداشته نباشد.
-اگر می داند چیزی به اعضای وضو چسبیده، ولی شک دارد که از رسیدن آب جلوگیری می کند یا نه، باید آن را برطرف کند یا آب را به زیر آن برساند.
-خط قلم خودکار و لکه هاى رنگ و چربى و کِرِمْ در صورتى که رنگ بدون جِرم باشد، مانع از وضو نیست، ولى اگر جرم دارد و روى پوست را گرفته باید بر طرف شود.
-اگر زیر ناخن چرک باشد، وضو اشکال ندارد. ولی اگر ناخن را بگیرد، باید برای وضو آن چرک را برطرف کند و نیز اگر ناخن بیشتر از معمول بلند باشد، باید چرک زیر مقداری را که از معمول بلندتر است برطرف نماید.
-اگر در صورت، دستها، جلوی سر و روی پاها به واسطه سوختن یا چیز دیگر برآمدگی پیدا شود، شستن و مسح روی آن کافی است و چنانچه سوراخ شود، رساندن آب به زیر پوست لازم نیست، حتی اگر پوست یک قسمت آن هم کنده شود لازم نیست آب را به زیر قسمتی که کنده نشده برساند؛ ولی چنانچه پوستی که کنده شده گاهی به بدن می چسبد و گاهی بلند می شود، باید آن را قطع کند یا آب را به زیر آن برساند.

توضیح المسائل مراجع(فتاوای ۱۲ مرجع)،ج۱، ص۱۷۲٫

طریقه وضو
بهتر است، پیش از وضو، دستها را تا مچ بشوییم، البته این شستن، جزو اعمال وضو نمى باشد و مستحب است.
۱- به نیّت وضو صورت را از بالا به پایین از جایى که موى سر روییده تا چانه مى شوییم.
۲- پس از شستن صورت، دست راست را از آرنج تا نوک انگشتان، از بالا به پایین، مى شوییم.
۳- بعد از شستن دست راست، دست چپ را مانند دست راست مى شوییم.
۴- بعد از شستن صورت و دست ها با رطوبتى که بر دست مانده، جلوى سر را مسح مى کنیم؛ یعنى دست را بر سر گذاشته و کمى به طرف پیشانى مى کشیم. در مسح سر، لازم نیست دست بر پوست سر کشیده شود، بلکه بر موى جلوى سر هم صحیح است ولى اگر موى سر، زیاد بلند باشد، باید بیخ مو (جایى که مو روییده) یا پوست سر را مسح کنیم. محل مسح جلو سر و روى پاها باید خشک باشد، اگر جاى مسح تَر باشد باید آن را خشک کرد ولى اگر رطوبت آن بقدرى کم باشد که مانع از تأثیر رطوبت دست بر آن نباشد اشکالى ندارد.
5- پس از مسح سر، پاى راست را از نوک انگشت تا آخرِ برآمدگی روى پا مسح مى کنیم.
6- در پایان، پاى چپ را مانند پاى راست مسح مى کنیم و با این عمل وضو تمام مى شود.
براى مسح پا، کشیدن یک انگشت دست بر یک انگشت پا کافى است، ولى بهتر است تمام کف دست بر تمام روى پا کشیده شود.

توضیح المسائل مراجع(فتاوای ۱۲ مرجع)، ج۱، ص۱۶۲٫

دعای وضو
از مستحبات دیگر وضو، دعا کردن، هنگام وضو گرفتن است.
وقتی که فرد نگاهش به آب میافتد:
«بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ الْمَاءَ طَهُوراً وَ لَمْ یَجْعَلْهُ نَجِساً؛
به نام الله و … و سپاس خدایی را که آب را پاک قرار داد و آن را نجس قرار نداد.»
وقتی که قبل از وضو دست خود را میشوید:
«اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنَ التَّوَّابِینَ وَ اجْعَلْنِی مِنَ الْمُتَطَهِّرِین؛
خدایا مرا از توبه کنندگان و از پاکیزگان قرار ده.»
وقتی که پیش از وضو و به عنوان یک امر مستحبی، آب در دهان مضمضه میکند:
«اللَّهُمَّ لَقِّنِّی حُجَّتِی یَوْمَ أَلْقَاکَ وَ أَطْلِقْ لِسَانِی بِذِکْرِک؛
پروردگارا! روز قیامت در بیان دلیل و حجت، مرا یاری کن و زبانم را به ذکر و شُکرت آزاد ساز٫»
وقتی که پیش از وضو و به عنوان یک امر مستحبی، آب در بینی استنشاق میکند:
«اللَّهُمَّ لَا تُحَرِّمْ عَلَیَّ رِیحَ الْجَنَّةِ وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ یَشَمُّ رِیحَهَا وَ رَوْحَهَا وَ طِیبَهَا؛
خدایا بوی بهشت را بر من حرام مکن و مرا از کسانی قرار ده که عطر و رایحه آن را استشمام میکنند.»
وقتی که صورت را میشوید(شروع وضو):
« اللَّهُمَّ بَیِّضْ وَجْهِی یَوْمَ تَسْوَدُّ فِیهِ الْوُجُوهُ وَ لَا تُسَوِّدْ وَجْهِی یَوْمَ تَبْیَضُّ فِیهِ الْوُجُوه ؛
خدایا روی مرا سفید گردان در روزی که در آن صورتها سیاه میشوند و روی مرا سیاه مگردان، در روزی که در آن صورتها سفید میگردند.»
وقتی که دست راست را میشوید:
«اللَّهُمَّ أَعْطِنِی کِتَابِی بِیَمِینِی وَ الْخُلْدَ فِی الْجِنَانِ بِیَسَارِی وَ حَاسِبْنِی حِسابا یسیراً ؛
خدایا کتاب مرا به دست راستم عطا نما و جاودانگی در بهشت را به سمت چپ من [ببخش] و مرا به آسانی مورد محاسبه قرار ده.»
وقتی که دست چپ را میشوید:
«اللَّهُمَّ لَا تُعْطِنِی کِتَابِی بِشِمَالِی وَ لَامِنْ وَرَاءِ ظَهْرِی وَ لَا تَجْعَلْهَا مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِی وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ مُقَطَّعَاتِ النِّیرَان ؛
خدایا کتاب مرا از بالا و [یا] از پشت به من عطا نفرما و آویختهای بر گردنم قرار مده و از پارههای آتش به تو پناه میبرم.»
در مسح سر:
«اللَّهُمَّ غَشِّنِی بِرَحْمَتِکَ وَ بَرَکَاتِکَ وَ عَفْوِکَ؛
خدایا مرا به رحمت و برکت و بخشایشت غوطهور ساز٫»
در مسح پا:
«اللَّهُمَّ ثَبِّتْنِی عَلَى الصِّرَاطِ یَوْمَ تَزِلُّ فِیهِ الْأَقْدَامُ وَ اجْعَلْ سَعْیِی فِیمَا یُرْضِیکَ عَنِّی یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَام ؛
خدایا مرا ثابت قدم گردان بر صراط، در روزی که قدمها دچار لرزش میشوند و کوشش مرا در آنچه که تو را خشنود میسازد قرار ده ای صاحب جلال و اکرام.»

توضیح المسائل مراجع(فتاوای ۱۲ مرجع)، ج۱، ص۱۷۲٫

مبطِلات وضو
هفت چیز وضو را باطل می کند:
۱- بول
۲- غائط
۳- باد معده و روده که از مخرج غائط خارج شود.
۴- خوابی که به واسطه آن چشم نبیند و گوش نشنود اما اگر چشم نبیند ولی گوش بشنود، وضو باطل نمی شود.
۵- چیزهایی که عقل را از بین می برد مانند: دیوانگی، مستی و بیهوشی
۶- استحاضه
7- کاری که باید برای آن غسل کرد.

توضیح المسائل مراجع(فتاوای ۱۲ مرجع)، ج۱، ص۲۰۰٫

وضوى جَبیره
چیزی که با آن زخم و شکسته را می بندند و دارویی که روی زخم و مانند آن می گذارند جبیره نامیده می شود. اگر جبیره در یکی از اعضای وضو وجود داشته باشد مانع رسیدن آب به آن عضو می شود پس برای وضو باید به احکام وضوی جبیره عمل کرد.
1- اگر در یکى از اعضا وضو، زخم، دُمَل و یا شکستگى باشد، چنانچه روى آن باز است و آب براى آن ضرر ندارد، باید به طور معمول وضو گرفت.
۲- اگر زخم یا دمل و یا شکستگى، در صورت و دستهاست و روى آن باز است و آب ریختن روى آن ضرر دارد، چنانچه کشیدن دست تَر بر آن، ضرر ندارد، بنابر احتیاط واجب دست تَر، بر آن بکشد.
اگر این مقدار نیز ضرر دارد، یا زخم نجس است و نمى شود آن را آب کشید، باید اطراف زخم را، از بالا به پایین بشوید و بنابر احتیاط مستحب، پارچه پاکى روى زخم بگذارد و دست تَر روى آن بکشد و اگر گذاشتن پارچه ممکن نیست، باید اطراف زخم را بشوید و در هر صورت تیمّم لازم نیست.
۳- اگر زخم یا دمل یا شکستگى در جلوى سر یا روى پاهاست و روى آن باز است، چنانچه نتواند آنرا مسح کند، باید پارچه پاکى روى آن بگذارد و روى پارچه را با تَرى آب وضو که در دست مانده مسح کند، و اگر گذاشتن پارچه ممکن نباشد، باید به جای وضو تیمم نماید و بهتر است یک وضوی بدون مسح هم بگیرد.
۴-اگر روى دمل، زخم یا شکستگى بسته باشد چنانچه باز کردن آن ممکن است و آب هم براى آن ضرر ندارد، باید باز کند و وضو بگیرد چه زخم و مانند آن در صورت و دستها باشد، چه جلوى سر و روى پاها.
۵-اگر نمى شود روى زخم را باز کرد ولى خود زخم یا چیزى که روى آن گذاشته شده پاک است و رسانیدن آب به زخم هم ضرر ندارد، باید آب را به زخم برساند.
- اگر زخم یا چیزى که روى آن گذاشته شده نجس است، چنانچه آب کشیدن آن و رساندن آب بروى زخم ممکن باشد، باید آن را آب بکشد و موقع وضو آب را به زخم برساند.
- در صورتى که آب براى زخم ضرر دارد، یا آنکه رساندن آب به روى زخم ممکن نیست، یا زخم نجس است و نمى شود آنرا آب کشید، باید اطراف زخم را بشوید و اگر جبیره پاک است، روى آنرا مسح کند.
- اگر جبیره هم نجس است، یا نمى شود روى آن دست تر کشید، مثلاً دارویی است که به دست مى چسبد، پارچه پاکى را به طورى که جزء جبیره حساب شود، روى آن بگذارد و دست تر روى آن بکشد. اگر این هم ممکن نیست، احتیاط واجب آن است که وضو بگیرد و تیمم هم بنماید.
۶-اگر در جاى وضو یا غسل چیزى چسبیده است که برداشتن آن ممکن نیست، یا به قدرى مشقت دارد که نمى شود تحمل کرد، باید به دستور جبیره عمل کند، و بنابر احتیاط واجب تیمم هم بنماید.

توضیح المسائل مراجع(فتاوای ۱۲ مرجع)، ج۱، ص۲۰۱٫

مواردی که باید برای آن وضو گرفت
براى شش چیز وضو واجب است:
۱- براى تمام نمازهاى واجب و مستحب غیر از نماز میت.
۲- براى سجده و تشهد فراموش شده اگر بین آنها و نماز حدثى از او سر زده مثلا بول کرده باشد، ولى براى سجده سهو واجب نیست وضو بگیرد.
۳- براى طواف واجب خانه کعبه
۴- اگر نذر یا عهد کرده و یا قسم خورده باشد که وضو بگیرد.
۵- اگر نذر کرده باشد که جایی از بدن خود را به خط قرآن برساند.
۶- براى آب کشیدن قرآنى که نجس شده

توضیح المسائل مراجع(فتاوای ۱۲ مرجع)، ج۱، ص۱۹۷٫

تیمّم
تیمم به معنی قصد کردن و در اصطلاح شرع، قصد کردن به خاک پاک را میگویند که بجای وضو و یا غسل و در نبودن آب صورت می گیرد.
در هفت مورد به جاى وضو و غسل باید تیمّم کرد:
۱- آب پیدا نکند. اگر انسان در آبادى باشد، باید براى تهیه آب وضو و غسل بقدرى جستجو کند که از پیدا شدن آن ناامید شود و اگر در بیابان باشد، چنانچه زمین آن پست و بلند است و یا به واسطه درخت و مانند آن، عبور در آن زمین مشکل است، باید در هر یک از چهار طرف به اندازه پرتاب یک تیر قدیمى که با کمان پرتاب مى کردند، به جستجوى آب برود ولی اگر زمین آن این طور نیست، باید در هر طرف به اندازه پرتاب دو تیر جستجو نماید.
۲- مشقت بیش از حد: اگر به واسطه پیرى یا ترس از دزد و جانور و مانند اینها یا نداشتن وسیله اى که آب از چاه بکشد، دسترسى به آب نداشته باشد، باید تیمم کند و همچنین اگر تهیه آب یا استعمال آن به قدرى مشقت داشته باشد که مردم تحمل نکنند.
3- ترس از ضرر: اگر از استعمال آب بر جان خود بترسد یا بترسد که به واسطه استعمال آب، مرض یا عیبى در او پیدا شود یا مرضش طول بکشد و یا شدت پیدا کند و به سختى معالجه شود باید تیمم نماید، ولى اگر آب گرم براى او ضرر ندارد، باید با آب گرم وضو بگیرد یا غسل کند.
4- نیاز به آب برای حفظ جان: هرگاه بترسد که اگر آب را به مصرف وضو یا غسل برساند خود او یا عیال، اولاد و کسانى که با او همراهند از تشنگى بمیرند یا مریض شوند و همچنین اگر کسى که حفظ جان او واجب است به قدری تشنه باشد که اگر انسان آب را به او ندهد تلف شود؛ باید تیمم کند.
۵- نیاز به آب برای تطهیر: کسى که بدن یا لباسش نجس است و کمى آب دارد که اگر با آن وضو بگیرد یا غسل کند، براى آب کشیدن بدن یا لباس او نمى ماند باید بدن یا لباس را آب بکشد و با تیمم نماز بخواند. ولى اگر چیزى نداشته باشد که بر آن تیمم کند، باید آب را به مصرف وضو یا غسل برساند و با بدن یا لباس نجس نماز بخواند.
6- نداشتن آب مباح: اگر غیر از آب یا ظرفى که استعمال آن حرام است آب یا ظرف دیگرى ندارد، مثلا آب یا ظرفش غصبى است و غیر از آن، آب و ظرف دیگرى ندارد، باید به جاى وضو و غسل، تیمم کند.
۷- نداشتن وقت برای وضو و غسل: هرگاه وقت به قدرى تنگ باشد که اگر وضو بگیرد یا غسل کند، تمام نماز یا مقدارى از آن بعد از وقت خوانده مى شود، باید تیمم کند.

توضیح المسائل مراجع(فتاوای ۱۲ مرجع)، ج۱، ص۳۸۵٫

چیزهایی که تیمم به آنها صحیح است
تیمم به خاک، ریگ، کلوخ، گل پخته، سنگ گچ و سنگ مرمر صحیح است به شرط آن که پاک و تمیز باشد.

توضیح المسائل مراجع(فتاوای ۱۲ مرجع)، ج۱، ص۳۹۹٫

طریقه تیمم
۱- نیت
در هنگام نیّت، باید معیّن کند که تیمّم او بدل از غسل است یا بدل از وضو و اگر بدل از غسل باشد، باید آن غسل را معیّن نماید و چنانچه اشتباهاً به جاى بدل از وضو، بدل از غسل یا به جاى بدل از غسل، بدل از وضو نیّت کند، یا مثلا در تیمّم بدل از غسل جنابت، بدل از غسل مسّ میّت، نیّت نماید،تیمّم او باطل است.
۲- زدن دستها بر موارد تیمم:
زدن کف هر دو دست، بر چیزی که تیمم به آن صحیح است.
- براى تیمّم باید انگشتر را از دست بیرون آورد و اگر مانع دیگرى بر پیشانى یا دستها وجود دارد باید بر طرف شود.
۳- مسح پیشانی تا ابرو:
لازم است کف هر دو دست به تمام پیشانی و دو طرف آن، از جایی که موی سر روییده تا ابروها و بالای بینی کشیده شود.
- در تیمم باید کف دست را بر پیشانى و روى دستها کشید و اگر پیشانى یا دستها از زیر آن کشیده شود، صحیح نیست.
۴- مسح پشت دست راست و چپ:
کشیدن کف دست چپ به تمام پشت دست راست و بعد از آن کشیدن کف دست راست به تمام پشت دست چپ
- براى آنکه یقین کند تمام پشت دست مسح شده، باید مقدارى بالاتر از مچ را هم مسح کند، ولى مسح بین انگشتان لازم نیست.
- اگر پیشانى یا پشت دستها زخم باشد و پارچه یا چیز دیگرى را که بر آن بسته شده نتوان باز کرد، باید دست را روى آن کشید.
- همچنین اگر کف دست زخم باشد و پارچه یا چیز دیگرى را که بر آن بسته نتوان باز کرد، باید دست را با همان پارچه بر چیزى که تیمّم بر آن صحیح است زند و به پیشانى و پشت دستها کشید.
- اگر مختصرى از پیشانى و پشت دست ها مسح نشود تیمّم باطل است، چه عمداً باشد و چه سهواً، ولى دقّت زیاد هم، لازم نیست و همین که بگویند تمام پیشانى و پشت دستها، مسح شده کافى است.
- پیشانى و پشت دستها را باید از بالا به پایین مسح کرد و کارهاى آن را پشت سر هم انجام داد.

توضیح المسائل مراجع(فتاوای ۱۲ مرجع)، ج۱، ص۴۰۶٫

غسل
یکی دیگر از موارد طهارت غسل است؛ که در لغت به معنای شستن و در اصطلاح به مجموع اراده قلبی و اجرای عملی در خصوص شستن بدن گفته میشود.
غسلها بر حسب حکم شرعی به دو دسته تقسیم میشوند.
۱- غسل واجب
۲- غسل مستحب
غسل واجب یا مستحب را (به جز غسل میت) به دو صورت میتوان انجام داد:
- ترتیبی
در غسل ترتیبی باید به نیت غسل، نخست سر و گردن، و سپس نیمه راست بدن و بعد نیمه چپ بدن شسته شود.
- ارتماسی
غسل ارتماسی آن است که انسان به نیت غسل یکباره در آب فرورود، به طوری که آب یکدفعه یا به تدریج تمام بدن را فرا گیرد.

توضیح المسائل مراجع(فتاوای ۱۲ مرجع)، ج۱، ص۲۲۹٫

لباس نمازگزار

پوشاندن بدن در نماز
حد لازم پوشش برای مرد در نماز، پوشاندن عورت است گرچه بهتر است از ناف تا زانو را بپوشاند.
ولی زنان در نماز باید تمام بدن را بپوشانند، به جز دستها و پاها تا مچ و صورت به مقدارى که در وضو شسته می شود،گرچه پوشاندن آن نیز اشکال ندارد.

توضیح المسائل مراجع(فتاوای ۱۲ مرجع)، ج۱، ص۴۶۳٫

شرایط لباس نمازگزار
لباس نمازگزار شش شرط دارد
1- لباس پاک باشد. بهتر است نمازگزار براى نماز بهترین و تمیزترین لباس خود را بپوشد.
۲- لباس مُباح باشد. یعنى لباسى که مى پوشد از خودش باشد و در صورتی که مال دیگرى است، با اجازه و رضایت صاحبش باشد.
۳- لباس از اجزاى مُردار نباشد. لباس نمازگزار نباید از اجزاء حیوان مرده اى که خون جهنده دارد باشد، بلکه احتیاط واجب آن است که از اجزاى حیوانهاى مرده دیگر که خون جهنده ندارند (مانند ماهى و مار) نیز اجتناب کند.
۴- لباس از حیوان حرام گوشت نباشد حتی اگر موی آن حیوان نیز همراه نمازگزار باشد نماز را باطل می کند.(آب دهان، بینی و موی گربه)
۵و۶- اگر نمازگزار مرد است، لباس او از ابریشم خالص و طلاباف نباشد.
- زینت کردن به طلا، ( زنجیر، انگشتر و ساعت مچی) برای مرد حرام و نماز با آن باطل است.
- پوشیدن لباس ابریشم در غیر نماز هم برای مرد حرام است.
- با لباسهاى چرمى که از بازار مسلمانان تهیّه مى شود مى توان نماز خواند هرچند شک داشته باشد که از حیوانى است که ذبح شرعى شده یا نه.
امّا اگر یقین داشته باشد که چرم از ممالک غیر اسلامى و یا از یک فروشنده غیر مذهبی تهیه شده؛ نماز با آن جایز نیست؛ ولی اگر نداند چرم از بلاد اسلامى یا غیراسلامى و یا چرم طبیعی یا مصنوعی است؛ اشکالى ندارد.

توضیح المسائل مراجع(فتاوای ۱۲ مرجع)، ج۱، ص۴۶۸٫

مستحبّات لباس نمازگزار
چند چیز در لباس نمازگزار، مستحب است.
۱- بستن عمامه با تحت الحَنَک (آویزان کردن یک طرف عمامه، به طوری که طرف آویزان عَمامه از زیر چانه بگذرد.)
۲- پوشیدن عبا
3-لباس سفید و تمیز
۴-استعمال عطر
5- انگشتر عقیق

توضیح المسائل مراجع(فتاوای ۱۲ مرجع)، ج۱، ص۵۰۰٫

مکروهات لباس نمازگزار
چند چیز در لباس نمازگزار مکروه است.
۱- پوشیدن لباس سیاه ( مگر براى عزاى معصومین علیهم السلام که مستحب است)
۲- لباسهاى چرک و تنگ
۳-لباس شرابخوار
۴- لباس کسى که از نجاست پرهیز نمى کند.
۵- لباسى که داراى نقش و عکس صورت است.
۶- باز بودن دکمه هاى لباس
۷- دست کردن انگشترى که نقش صورت دارد.

توضیح المسائل مراجع(فتاوای ۱۲ مرجع)، ج۱، ص۵۰۰٫

مکان نمازگزار

شرایط مکان نمازگزار
مکان نمازگزار نُه شرط دارد:
۱- مُباح باشد: کسى که در ملک غصبى نماز مى خواند،اگر چه روى فرش و تخت و مانند اینها باشد، نمازش باطل است. ولى نماز خواندن در زیر سقف غصبى و خیمه غصبى، مانعى ندارد.
۲- بى حرکت باشد: مکان نمازگزار باید بى حرکت باشد و اگر به واسطه تنگى وقت یا جهت دیگر ناچار باشد در جایى که حرکت دارد (اتومبیل، کشتى و قطار) نماز بخواند، به قدرى که ممکن است باید در حال حرکت چیزى نخواند و اگر آنها از قبله به طرف دیگر حرکت کنند به طرف قبله برگردد.
- البته نماز خواندن در اتومبیل، کشتى و قطار و مانند اینها، وقتى که ایستاده، مانعى ندارد.
۳- بتواند نماز را در آن مکان تمام کند: نمازگزار نباید در جایى که سقف آن کوتاه است و نمى تواند در آنجا راست بایستد، یا به اندازه اى کوچک است که جاى رکوع و سجود ندارد، نماز بخواند و اگر ناچار شود که در چنین جایى نماز بخواند، باید به قدرى که ممکن است قیام، رکوع و سجود را بجا آورد.
۴- ماندن در آن مکان حرام نباشد: مثلا زیر سقفى که نزدیک است خراب شود، نماز نخواند.
۵- ایستادن یا نشستن بر آن حرام نباشد: نمازگزار بر فرشى که اسم خدا بر آن نوشته شده، نماز نخواند.
۶- جلوتر یا مساوى با مرقد معصوم علیه السلام نباشد: جلوتر از قبر مطهّر پیامبر و ائمه معصومین علیهم السلام و همچنین بنابر احتیاط واجب مساوى با آن نیز، نماز نخواند.البته اگر چیزى مانند دیوار، بین او و قبر مطهّر باشد که بى احترامى نشود اشکال ندارد.
۷- مکان نماز نجس و مرطوب نباشد:اگر مکان نمازگزار نجس است، طورى تَر نباشد که رطوبت آن به بدن یا لباس او برسد، ولى جاى پیشانى، اصلاً نباید نجس باشد حتی اگر نجس و خشک هم باشد، نماز باطل است البته؛ بنابر احتیاط مستحب، مکان نمازگزار اصلاً نباید نجس باشد.
۸- مسطح بودن مکان نمازگزار: جاى پیشانى باید برابر با زانوها و سر انگشتان پا باشد و بیش از چهار انگشت بسته پایین تر یا بالاتر نباشد.
۹- تقدم مرد بر زن: بنابر احتیاط مستحب زن باید عقب تر از مرد بایستد و جاى سجده او از جاى ایستادن مرد کمى عقب تر باشد.
- اگر زن در کنار مرد یا جلوتر بایستد و باهم وارد نماز شوند نماز هر دو باطل است، امّا اگر یکى قبلاً وارد نماز شده، نماز او صحیح و نماز دومى باطل است؛در این حکم محرم و غیر محرم تفاوتى ندارد.
-البته اگر میان مرد و زن حایلی مانند دیوار، پرده یا به اندازه ده ذراع (تقریباً ۵ متر) فاصله باشد شرط تقدم لازم نیست.

توضیح المسائل مراجع(فتاوای ۱۲ مرجع)، ج۱، ص۵۰۳٫

مستحبات در مکان نمازگزار
۱- در شرع مقدس اسلام بسیار سفارش شده، که نماز در مساجد خوانده شود.
مساجدی چون مسجدالحرام، مسجدالنبی، مسجد کوفه، مسجد بیت المقدس، مسجد جامع هر شهر و سپس مسجد محله و بازار.
۲- نماز در مشاهد مشرفه [حرم امامان علیهم السلام] به جا آورده شود که آنها از مساجد برترند.
۳- نماز خواندن در روضه ى انبیا، مقام اولیا، صالحین، علما و عباد حتى در زمانى که زنده اند.
۴- نماز خواندن در مکان هاى مختلف، زیرا هر مکانى براى نمازگزارنده آن در روز قیامت شهادت مى دهد.

توضیح المسائل مراجع(فتاوای ۱۲ مرجع)، ج۱، ص۵۲۱٫

مکروهات مکان نماز
نماز خواندن، در چند جا، مکروه است، از جمله:
۱- حمّام
۲- زمین نمکزار
۳- در مقابل انسان و درى که باز است.
۴- در جاده، خیابان و کوچه؛ اگرچه براى کسانى که عبور مى کنند زحمت هم نباشد و چنانچه زحمت باشد حرام است ولی نماز باطل نیست.
۵- مقابل آتش و چراغ، آشپزخانه و هرجا که کوره آتش باشد.
6- مقابل چاه و چاله اى که محل فاضلاب باشد.
۷- روبروى عکس و مجسمه چیزى که روح دارد، مگر روى آن را بپوشانند.
۸- در اطاقى که شخص جنب در آن باشد.
۹- در جایى که عکس باشد اگرچه روبروى نمازگزار نباشد.
۱۰- در قبرستان

توضیح المسائل مراجع(فتاوای ۱۲ مرجع)، ج۱، ص۵۲۲٫

مسجد
مسجد، از نخستین نهادهایی است که در صدر اسلام و به هنگام هجرت رسول اکرم(ص) از مکه به مدینه شکل گرفت. شکلگیری مساجد از مصادیق بارز جامعه اسلامی است. عبادات جمعی در اسلام جایگاهی خاص دارد و فلسفه وجودی مسجد نیز عبادت جمعی است.
از آنجا که مسجد یکی از برترین مکانهای برگزاری نماز است؛ احکامی دارد که باید توسط نمازگزاران رعایت شود از جمله:
۱- نجس کردن زمین، سقف، بام و طرف داخل دیوار مسجد حرام است و هر کسى بفهمد نجس شده، باید فوراً نجاست آن را برطرف کند. بنابر احتیاط واجب طرف بیرون دیوار مسجد نیز همین حکم را دارد.
۲- فروختن در، پنجره و چیزهاى دیگر مسجد، حرام است و اگر مسجد خراب شود، باید آن را صرف تعمیر همان مسجد کرد و چنانچه در آن مسجد کاربرد نداشت، باید در مسجد دیگرى مصرف شود.
اگر براى مساجد دیگر نیز کاربرد نداشت، مى توان آن را فروخت و پول آن را صرف تعمیر همان مسجد و یا مساجد دیگرکرد.
۳- تمیز کردن مسجد ثواب بسیار دارد و نجس کردن آن حرام و تطهیر آن واجب است.
۴- محل عبور قرار دادن مسجد بدون آن که در آن نماز خوانده شود؛ مکروه است.
۵- نماز خواندن در مسجدى که نماز خوان ندارد و غریب است ثواب بیشترى دارد.
6- مستحب است انسان با وضو به مسجد برود، هر چند نمى خواهد نماز بخواند.
۷- ساختن مسجد و تعمیر آن مستحب است.
۸- مکروه است همسایه مسجد، در غیر مسجد نماز بخواند.
۹- وقتى مسلمان وارد مسجد مى شود، مستحب است دو رکعت نماز، به قصد تحیّت و احترام مسجد بخواند و اگر نماز واجب یا مستحب دیگرى نیز بخواند، کافى است.

توضیح المسائل مراجع(فتاوای ۱۲ مرجع)، ج۱، ص۵۲۳٫

اوقات نمازهاى پنجگانه
بهتر است مسلمان، نماز را در اوّل وقت بجا آورد و هرچه به اوّل وقت نزدیکتر باشد ثواب بیشترى دارد.
اگر کسى نمازهاى خود را در وقت تعیین شده نخواند گناه کرده و باید بعداً به نیّت قضا بجا آورد.

نماز صبح
نزدیک اذان صبح، از طرف مشرق، سپیده اى رو به بالا حرکت مى کند که آن را «فجر اول» گویند. زمانی که آن سپیده پهن شد «فجر دوم» و اول وقتِ نماز صبح است و زمانی که آفتاب طلوع کرد آخر وقت نماز صبح.
- البته بهتر است نماز صبح را قبل از روشن شدن هوا در همان تاریکی اوّل صبح بجا آورد.

توضیح المسائل مراجع(فتاوای ۱۲ مرجع)،ج۱، ص۴۳۲٫

نماز ظهر و عصر
اگر شاخص(چوب یا چیزى مانند آن) را به طور عمودى در زمین هموار فرو برند، صبح موقع طلوع خورشید، سایه آن به سمت مغرب مى افتد و هر چه آفتاب بالاتر مى آید این سایه کم تر مى شود و در اول ظهر شرعى به آخرین درجه کوتاهى مى رسد و ظهر که گذشت، سایه آن به طرف مشرق برمى گردد و هر چه خورشید رو به مغرب مى رود، سایه زیادتر مى شود، بنابراین، وقتى سایه به آخرین درجه کوتاهى رسید اول ظهر شرعى و زمان نماز ظهراست.
ولى در بعضى شهرها مثل مکّه که گاهى موقع ظهر سایه به کلّى از بین مى رود، بعد از آنکه سایه دوباره پیدا شد، معلوم مى شود ظهر شده است.

توضیح المسائل مراجع(فتاوای ۱۲ مرجع)،ج۱، ص۴۲۳٫

نماز مغرب و عشا
مغرب موقعی است که سرخی طرف مشرق که بعد غروب آفتاب پیدا می شود از بین برود.
نماز مغرب و عشا هر کدام وقت مخصوص و مشترکى دارند:
وقت مخصوص نماز مغرب از اول مغرب است تا وقتى که از مغرب به اندازه خواندن سه رکعت نماز بگذرد.
وقت مخصوص نماز عشا موقعى است که به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب مانده باشد که اگر کسى تا این موقع نماز مغرب را عمداً نخواند، باید اول نماز عشا و بعد از آن نماز مغرب را بجا آورد.
بین وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا، وقت مشترک نماز مغرب و عشا است، که اگر کسى در این وقت اشتباهاً نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند و بعداز نماز متوجه شود، نمازش صحیح است و باید نماز مغرب را بعد از آن بجا آورد.

توضیح المسائل مراجع(فتاوای ۱۲ مرجع)، ج۱، ص۴۲۸٫

قِبله
کعبه که در شهر مکه و در مسجدالحرام قرار دارد، قبله است و مسلمانان باید رو به آن نماز بخوانند. کسى که بیرون شهر مکه و دور از آن است، اگر طورى بایستد که بگویند رو به قبله نماز مى خواند، کافى است.
این امر اختصاص به نماز ندارد، بلکه ذبح حیوان هم باید به سوى قبله باشد تا پاکیزه و حلال گردد.
البته شایسته تر است؛ مسلمان تمام کارهای خود از جمله خواب و خوراک را رو به قبله انجام دهد، خصوصاً اینکه در پایان زندگى، جسم را نیز رو به قبله به خاک مى سپارند.
- کسی که نماز واجب را ایستاده میخواند، باید طوری بایستد که بگویند رو به قبله ایستاده و لازم نیست زانوها و نوک پای او هم رو به قبله باشد.
- کسی که باید نشسته نماز بخواند، اگر نمیتواند بطور معمول بنشیند و در موقع نشستن، کف پاها را به زمین می گذارد، باید در موقع نماز صورت و سینه و شکم او رو به قبله باشد و لازم نیست ساق پای او رو به قبله باشد.
- کسی که باید خوابیده نماز بخواند، باید در حال نماز به پهلوی راست بخوابد طوری که جلوی بدن او رو به قبله باشد و اگر ممکن نیست باید به پهلوی چپ بخوابد و جلوی بدن همچنان رو به قبله و اگر به این شکل هم نتواند باید به پشت بخوابد و کف پا رو به قبله باشد.
- نماز مستحبی را می شود در حال راه رفتن و سواری هم خواند و اگر مسلمان در این دو حال، نماز مستحبی بخواند لازم نیست رو بقبله باشد.

توضیح المسائل مراجع(فتاوای ۱۲ مرجع)،ج۱، ص۴۵۲٫

روش تشخیص قبله
۱- علم (یقین):
اگر کسی علم به قبله بودن یک جهت پیدا کرد، بایستی حکم به قبله بودن آن طرف نماید.
- شخصی که یقین به قبله ندارد، اگر بخواهد غیر از نماز کاری انجام دهد که شرط قبله لازم است، مثلاً بخواهد سر حیوانی را ببرد، باید به گمان عمل نماید و اگر گمان ممکن نیست به هر طرف که انجام دهد صحیح است.
۲- شهادت دو نفر شاهد عادل:
به شرطی که شهادت آنان از روی حس و مشاهده باشد که در این صورت ولو شهادت آنان یقین هم نیاورد،جایگزین یقین می شود.
۳- شناسایی علمی:
شخصی که مورد اطمینان است از روی قاعده علمی قبله را شناسایی کند.
۴- ظن و گمانى که از محرابِ مساجد و قبورِ مسلمین حاصل شود:
ظن و گمان از هر راهی که باشد، چه از راه محراب مساجد و قبور مسلمین و چه از گفته صاحب خانه، خورشید، ستاره و قطب نما.
- البته باید توجه داشت در صورتی می توان به گمان عمل کرد که شخص نتواند گمان قوی تری پیدا کند، والا بایستی گمان قوی تر را تحصیل نماید؛ مثلا اگر مهمان از گفته صاحب خانه گمان به قبله پیدا کرد، ولی از راه دیگرگمان قوی تر به دست آورد، نباید به حرف او عمل نماید.
- اگر شخص برای پیدا کردن قبله وسیلهای ندارد، یا با این که کوشش کرده، گمانش به طرفی نمیرود، چنانچه وقت نماز وسعت دارد باید چهار نماز به چهار طرف بخواند و اگر به اندازه چهار نماز، وقت ندارد؛ باید به اندازهای که وقت دارد، نماز بخواند، مثلا اگر فقط به اندازه یک نماز وقت دارد، باید یک نماز به هر طرفی که میخواهد بخواند.
- کسی که باید به چند طرف نماز بخواند، اگر بخواهد نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشا را بخواند بهتر آن است که نماز اول را به هر چهار طرف بخواند، بعد نماز دوم را شروع کند.

توضیح المسائل مراجع(فتاوای ۱۲ مرجع)، ج۱، ص۴۵۵٫

برچسب: نویسنده: عطر نماز تاريخ: چهارشنبه 6 فروردين 1393 ساعت: 20:31


کیفر کسى که به نماز خود اهمیت نمى دهد
ابو بصیر نقل کرده است که به خدمت ام حمیده (همسر گرامى امام صادق علیه السلام) شرفیاب شدم تا شهادت آن حضرت را به آن بانو تسلیت عرض کنم. بانو به گریه افتاد و من نیز از گریه او، گریان شدم سپس آن بانو به من فرمود: اى ابا محمد اگر به هنگام شهادت حالت آن حضرت را مى دیدى در شگفت مى شدى، (در حالت احتضار) چشمان مبارک خود را گشود و فرمود: تمام نزدیکان و بستگان مرا حاضر کنید! ما نیز در اجراى فرمان آن حضرت، از بنى هاشم و بستگان آن حضرت، به هر کسى که دسترسى داشتیم در آنجا جمع کردیم. حضرت نگاهى به آنان انداخت و فرمود: براستى، که شفاعت ما (خاندان) شامل حال کسى که نماز را کوچک (و بى اهمیت) بشمارد، نمى گردد؛ «عن أبی بصیر قال دخلت على أم حمیدة أعزیها بأبی عبد الله ع فبکت و بکیت لبکائها ثم قالت یا أبا محمد لو رأیت أبا عبد الله عند الموت لرأیت عجبا فتح عینه ثم قال اجمعوا لی کل من بینی و بینه قرابة قالت فلم نترک أحدا إلا جمعناه قال فنظر إلیهم ثم قال إن شفاعتنا لا تنال مستخفا بالصلاة».

کیفر کسى که به درستى سجده نکند
زرارة بن اعین روایت کرده است که از امام محمد باقر علیه السلام شنیدم که فرمود: مردى وارد مسجدى شد که رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در آن مسجد بود، آن مرد سجده نماز خود را با شتاب و کوتاه انجام داد، و آن را به گونه اى که مى بایست، بجاى نیاورد، پس رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم (در باره او) فرمود: بدان گونه که کلاغ (بر زمین) نوک مى زند (او هم) منقار بر زمین کوفت!!، اگر در همین حال قالب تهى کند، بر دینى به غیر دین محمد صلى الله علیه و آله و سلم خواهد مرد؛ «عن زرارة قال سمعت أبا جعفر ع یقول دخل رجل مسجدا فیه رسول الله ص فخفف سجوده دون ما ینبغی و دون ما یکون من السجود فقال رسول الله ص نقر کنقر الغراب لو مات مات على غیر دین محمد ص»

کیفر کسى که در نماز، سه بار روى خود را برگرداند
(داود بن) حصین نقل کرده است که از امام صادق علیه السلام شنیدم که مى فرمود: چون بنده اى به نماز ایستد، خداوند بزرگ به او روى مى آورد (و توجه مى کند) و هیچ گاه روى خود را از او برنمى گرداند، مگر آنکه سه بار خود را (از قبله) برگرداند (و از خدا غافل شود) و چون چنین کند خداوند نیز از او روى گردان شود (و او را به خود واگذارد)؛ «عن حصین بن عبد الله عن أبی عبد الله ع قال سمعته یقول إذا قام العبد إلى الصلاة أقبل الله عز و جل علیه بوجهه فلا یزال مقبلا علیه حتى یلتفت ثلاث مرات فإذا التفت ثلاث مرات أعرض عنه»

کیفر کسى که در غیر وقت نماز، نماز بخواند
1- هشام جوالیقى، از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: هر کس در خارج از وقت نماز، نماز بخواند، نمازش (به صورت) تیره و تاریک بالا مى رود (و به او نفرین مى کند) و مى گوید: خداوند تو را تباه کند که مرا تباه کردى! و فرمود: اولین چیزى که در پیشگاه الهى (به هنگام قیامت) از بنده بازخواست مى شود، نماز است، اگر نمازش پاک (و از آلایشها به دور) و قابل قبول بود، اعمال دیگر او نیز، مورد قبول قرار خواهد گرفت، و اگر نماز او بدان گونه که باید شایسته و بایسته نباشد سایر اعمال او نیز شایسته (پذیرش و قبول درگاه الهى) واقع نگردد؛ «عن هشام الجوالیقی عن أبی عبد الله ع قال قال رسول الله ص من صلى الصلاة لغیر وقتها رفعت له سوداء مظلمة تقول ضیعک الله کما ضیعتنی و أول ما یسأل العبد إذا وقف بین یدی الله عز و جل عن الصلاة فإن زکت صلاته زکى سائر عمله و إن لم تزک لم یزک عمله».
2- ابو بصیر از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که: خداوند فرشته اى بر نماز مى گمارد که کارى جز (نظارت بر آن) ندارد و زمانى که نمازگزار از نماز خود فارغ مى شود، آن فرشته آن نماز او را با خود به بالا (آسمان) مى برد، اگر (از نمازهاى) قابل قبول باشد، پذیرفته مى شود، و اگر دست رد بر سینه نماز او بگذارند (و مورد قبول واقع نشود) به آن فرشته خطاب مى شود که: آن را به بنده ام باز گردان! و فرشته به همراه نماز فرود مى آید و آن را به صورت نمازگزار مى کوبد و (با نفرت) مى گوید: اف بر تو باد! که همیشه از تو کارى سر مى زند که مرا به زحمت وامى دارد؛ «عن أبی بصیر عن أبی عبد الله ع قال الصلاة وکل بها ملک لیس له عمل غیرها فإذا فرغ منها قبضها ثم صعد بها فإن کانت مما تقبل قبلت و إن کانت مما لا تقبل قیل له ردها على عبدی فینزل بها حتى یضرب بها وجهه ثم یقول له أف لک لا یزال لک عمل یغنینی [یعنتنی[».
3- اسماعیل بن ابى زیاد، از امام صادق علیه السلام و آن حضرت از پدر بزرگوارش علیه السلام نقل کرده است که امیر مؤمنان علیه السلام به نقل از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: شیطان همواره از فرزند آدم مى ترسد، (البته) تا زمانى که نماز پنجگانه خود را در اول وقت بخواند؛ و چون این (توفیق) را از دست داد، شیطان با گستاخى در (دل) او راه پیدا مى کند و او را به گناهان بزرگ (کبیره) آلوده مى سازد؛ «عن إسماعیل بن أبی زیاد عن أبی عبد الله ع عن أبیه عن آبائه عن أمیر المؤمنین ع قال قال رسول الله ص لا یزال الشیطان هائبا لابن آدم ذاعرا منه ما صلى الصلوات الخمس لوقتهن فإذا ضیعهن اجترى علیه فأدخله فی العظائم».

کیفر کسى که به امامى اقتدا کند و سوره حمد را هم بخواند!
زرارة و محمد بن مسلم از امام محمد باقر علیه السلام روایت کرده اند که امیر مؤمنان على علیه السلام فرمود: هر کس در نماز به امامى اقتدا کند و سوره حمد را تلاوت نماید، پس از مردن بر دینى غیر دین حنیف برانگیخته مى شود؛ «عن زرارة و محمد بن مسلم عن أبی جعفر ع قال کان أمیر المؤمنین ع یقول من قرأ خلف إمام یأتم به فمات بعثه الله على غیر الفطرة».

کیفر کسى که در صفهاى نماز جماعت فاصله اندازد
ابو بصیر از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: اى مردم! صفها (ى نماز جماعت) را بر پا دارید، و دوش به دوش هم بایستید تا (در میان شما) فاصله نیفتد، و نظم صفها را بر هم مزنید، خداوند در میان دلهاى شما دورى و اختلاف نیندازد؛ و بدانید که من شما را از پشت سر مى بینم؛ «عن أبی بصیر قال سمعت أبا عبد الله ع یقول إن رسول الله ص قال یا أیها الناس أقیموا صفوفکم و امسحوا بمناکبکم لئلا یکون فیکم خلل و لا تخالفوا فیخالف الله بین قلوبکم و إنی أراکم من خلفی».

کیفر کسى که عمدا نماز واجب را نخواند
1- برید بن معاویه عجلى، از امام محمد باقر علیه السلام روایت کرده است که رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: (ظاهرا) در میان فرد مسلمان و کافر، فرقى جز ترک نماز واجب وجود ندارد، و (چنانچه) مسلمانى عمدا آن را نخواند و در وقت معین، نماز واجب خود را بجاى نیاورد (با کافر، فرقى نخواهد داشت)؛ «عن برید بن معاویة العجلی عن أبی جعفر ع قال قال رسول الله ص ما بین المسلم و بین الکافر إلا أن یترک الصلاة الفریضة متعمدا أو یتهاون بها فلا یصلیها».
2- عبد الله بن میمون از امام صادق علیه السلام، و آن از پدر بزرگوارش علیه السلام روایت مى کند که جابر (انصارى) از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نقل کرده است که فرمود: در میان کفر و ایمان چیزى جز ترک نماز فاصله نیست؛ عن عبد الله بن میمون عن أبی عبد الله عن أبیه ع عن جابر قال قال رسول الله ص ما بین الکفر و الإیمان إلا ترک الصلاة».

کیفر کسى که نماز عصر را دیر بخواند
1- محمد بن هارون از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود: هر کس از روى عمد (و نه از فراموشى) (آنقدر) نماز عصر را آنقدر به تأخیر بیندازد تا وقت آن سپرى شود، خداوند در روز قیامت، او را (تنهاى تنها و) جدا از افراد خانواده و دارائیش برانگیزد؛ «عن محمد بن هارون قال سمعت أبا عبد الله یقول من ترک صلاة العصر غیر ناس لها حتى تفوته وتره الله [أهله و ماله یوم القیامة»
2- ابو سلام عبدى نقل کرده است که به محضر امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم، و پرسیدم: در باره کسى که نماز عصر را از روى عمد به تأخیر مى اندازد، چه مى فرمائید؟ حضرت فرمود: در روز قیامت (تنهاى تنها) و جدا از افراد خانواده و دارائیش محشور مى شود. عرض کردم: فدایت گردم! حتى اگر از اهل بهشت باشد؟ فرمود: حتى اگر از اهل بهشت باشد! پرسیدیم: پس مقام و منزلتش در بهشت چه خواهد بود؟! (فرمود): در بهشت (تنهاى تنها و) جدا از افراد خانواده و دارائیش بسر خواهد برد؛ (و در ادامه سخنان خود فرمود): ساکنان بهشت به عنوان میهمان (و نه صاحب خانه) از او پذیرائى مى کنند، چرا که در بهشت جایگاه معینى ندارد؛ عن أبی سلام العبدی قال دخلت على أبی عبد الله ع فقلت ما تقول فی رجل یؤخر صلاة العصر متعمدا قال یأتی یوم القیامة موترا [موتورا أهله و ماله قال قلت جعلت فداک و إن کان من أهل الجنة قال و إن کان من أهل الجنة قال قلت و ما منزله فی الجنة قال موترا [موتورا أهله و ماله یتضیف أهلها لیس له فیها منزل».
3- و به همین سند از ابو بصیر نقل شده است که امام محمد باقر علیه السلام به من فرمود: (مراقب باش که در مورد) هر چیزى تو را فریفتند، در مورد نماز عصر، تو را فریب ندهند (و) آن را به هنگامى که آفتاب (هنوز) روشن و صاف است بخوان، زیرا که رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: بى خویش و مال کسى است که (توفیق قرائت) نماز (اول وقت) عصر را از دست بدهد. راوى مى گوید: از امام علیه السلام پرسیدم: مراد از بى خویش و مال شدن چیست؟ فرمود: براى چنین کسى در بهشت، خویشاوند و ثروتى نخواهد بود (و تنهاى تنها در بهشت بسر خواهد برد)؛ پرسیدم: چه چیزى موجب این کار مى شود؟ فرمود: نماز عصر خود را آنقدر به تأخیر بیندازد که پرتو زرد رنگ آفتاب (به هنگام غروب) پدیدار شود و یا آنکه خورشید، غروب کند؛ عن أبی بصیر قال قال لی أبو جعفر ع ما خدعوک عن شی ء فلا یخدعونک عن العصر صلها و الشمس صافیة فإن رسول الله ص قال الموتر [الموتور أهله و ماله من ضیع صلاة العصر قلت و ما الموتر [الموتور أهله و ماله قال لا یکون له أهل و لا مال فی الجنة قلت و ما تضییعها قال یدعها و الله حتى تصفر الشمس أو تغیب».

کیفر کسى که تا نیمه شب بخوابد و از نماز خفتن (عشاء) باز ماند
زرارة بن اعین از امام محمد باقر علیه السلام روایت کرده است که فرمود: (به فرمان حضرت حق) فرشته اى مأمور است که بهنگام، ندا مى کند: هر کس تا نیمه شب بخوابد و از نماز عشا بازماند، خداوند چشم او را از خواب باز دارد (راحتى را از او بگیرد)؛ «عن زرارة عن أبی جعفر ع قال ملک موکل یقول من نام عن العشاء إلى نصف اللیل فلا أنام الله عینه».

کیفر کسى که (بدون دلیل) در نمازهاى جماعت و جمعه حاضر نشود
1- عبد الله بن سنان، از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود: رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نماز صبح را خواند و پس از فراغت از آن به اصحاب خود رو کرد و از آنان سراغ برخى از افراد را (با ذکر نام) گرفت و پرسید که آیا اینان (امروز) در نماز جماعت حضور داشتند؟! عرض کردند: نه، یا رسول الله! و حضرت (از روى تعجب و شگفتى) پرسیدند: آیا به مسافرت رفته اند (که غایبند)؟! و در ادامه سخنان خود فرمودند: هیچ نمازى بر منافقان، سخت تر از این نماز (نماز صبح) و نماز خفتن (عشاء) نیست؛ «عن عبد الله بن سنان عن أبی عبد الله ع قال صلى رسول الله ص الفجر فلما انصرف أقبل بوجهه على أصحابه فسأل عن أناس هل حضروا فقالوا لا یا رسول الله فقال أ غیب هم فقالوا لا فقال أما إنه لیس من صلاة أشد على المنافقین من هذه الصلاة و العشاء».
2- عبد الله بن میمون، از امام صادق علیه السلام و آن حضرت از پدر بزرگوار خود علیه السلام روایت کرده است که: رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم از همسایه هاى مسجد قول گرفته بود که در نماز جماعت حضور یابند! و فرمود: گروهى که به نماز حاضر نمى شوند، بایستى دست از این کار بردارند، و گر نه به مؤذن فرمان دهم که (با صداى بلند) اذان و اقامه بگوید، و بعد به مردى از اهل بیتم- که على علیه السلام باشد- فرمان مى دهم تا خانه هاى مردمى را که (بدون دلیل و عذر موجه) در نماز جماعت حضور نمى یابند، و از این فرمان سرپیچى مى کنند، در آتش بسوزاند؛ «عن عبد الله بن میمون عن أبی عبد الله عن أبیه ع قال اشترط رسول الله ص على جیران المسجد شهود الصلاة و قال لینتهن أقواما [لینتهین أقوام لا یشهدون الصلاة أو لآمرن مؤذنا یؤذن ثم یقیم ثم آمر رجلا من أهل بیتی و هو علی ع فلیحرقن على أقوام بیوتهم تحرز [بحزم من الحطب لا یأتون الصلاة».
3- ابو بصیر و محمد بن مسلم- هر دو- از امام محمد باقر علیه السلام روایت کرده اند که فرمود: هر کس سه هفته پیاپى و بدون هیچ عذر موجه شرعى در نماز جمعه شرکت نکند، خداوند دل او را مهر مى کند (و به حال خود وامى گذارد)؛ «عن أبی بصیر و محمد بن مسلم قال سمعنا أبا جعفر محمد بن علی الباقر ع یقول من ترک الجمعة ثلاثا متوالیات بغیر علة طبع الله على قلبه».
4- زرارة، از امام محمد باقر علیه السلام روایت کرده است که: (شرکت در) نماز جماعت (جمعه) یک فریضه است (واجب است) و حضور مردم براى بجاى آوردن آن با امام (معصوم) نیز واجب مى باشد، و جز منافق بیش از سه بار (سه هفته) این امر واجب را ترک نمى کند. و نیز فرمود: نماز کسى که از روى بى میلى، نماز جماعت را ترک کند، و از اجتماع مؤمنان بدون (عذر و) علت کناره گیرى نماید، پذیرفته نیست؛ «عن زرارة عن أبی جعفر ع قال صلاة الجمعة فریضة و الاجتماع إلیها فریضة مع الإمام فإن ترک رجل من غیر علة ثلاث جمع فقد ترک ثلاث فرائض و لا یدع ثلاث فرائض من غیر علة إلا منافق و قال من ترک الجماعة رغبة عنها و عن جماعة المؤمنین من غیر علة فلا صلاة له».

برچسب: نویسنده: عطر نماز تاريخ: چهارشنبه 6 فروردين 1393 ساعت: 18:34

هر مردی که همسرش آرایش کند و از منزل با حالت آرایش کرده خارج شود دیوث است

دو حدیث تکان دهنده از پیامبر اکرم (ص) پیرامون حجاب و نماز



اهمیت حدیث زیر این است که پیامبر این را با استفاده از آیات قرآن به مسلمین فرموده اند. ایشان فرمود:
امت من (مسلمانان) چهار گروه هستند:
1. گروهی نماز می خوانند، ولی در نمازشان سهل انگارند “ویل” برای آن هاست، و “ویل” نام یکی از طبقات زیرین جهنم است. خداوند فرمود: (فویل للمصلین الذ ینهم عن صلاتهم ساهون) پس “ویل” برای نمازگزاران است، آن هایی که در نمازشان سهل انگارند.
سوره ی ماعون آیه ی 4 و 5

.
2. گروهی گاهی نماز می خوانند و گاهی نمی خوانند، پس “غی” مال آن هاست، و “غی” نام یکی از طبقات پایین جهنم است. خداوند متعال فرمود: (فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوه و اتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیا) سپس جانشین آن مردم خدا پرست قومی شدند که نماز را ضایع کرده و از شهوات پیروی کردند، و اینها به زودی در “غی” افکنده خواهند شد.
سوره ی مریم آیه ی 59

.
3. گروهی هیچ وقت نماز نمی خوانند، “سقر” برای آنهاست، “سقر” هم نام یکی از طبقات زیرین جهنم است که خداوند متعال فرمود: (ما سلککم فی سقر قالوا لم نک من المصلین) اهل بهشت از اهل جهنم سوال می کنند چه چیزی شما را به سقر کشاند؟ در جواب می گویند: ما از نمازگزاران نبودیم.
سوره ی مدثر آیه ی 42
.
4. گروهی همیشه نماز می خوانند، و در نمازشان خشوع دارند. خداوند متعال فرمود: (قد افلح المومنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون) مومنان رستگار شدند، آنهایی که در نمازشان با خشوع هستند.
سوره ی مومنون آیه ی 1 و 2

.

منبع” المواعظ العددیه، باب چهارم ، ص 122

.

پیامبر اکرم (ص) فرمود:
هر مردی که همسرش آرایش کند و از منزل با حالت آرایش کرده خارج شود دیوث است، و هر کس او را دیوث بنامد گناه نکرده است و چنانچه زنی با چهره ی آرایش کرده و عطر زنان از منزلش خارج شود، و شوهرش نیز به این کار او راضی و خشنود باشد، با هر گامی که زن با این حالت بر می دارد، برای شوهرش خانه ای در آتش جهنم بنا می شود. پس پر و بال خانم هایتان را از این جهت ببندید که رضایت خدا و شادمانی و بهشتی شدن بدون حساب را در پی دارد و پر بال زنانتان را در این جهت باز نگذارید.

بحار الانوار، جلد 100، صفحه ی 249

برچسب: نویسنده: عطر نماز تاريخ: چهارشنبه 6 فروردين 1393 ساعت: 18:18



*تركنمازدرپارهاياوقات،مثلاصبحهابهدليلغلبهيخوابآلودگيومانندآن.

*تأخير در نماز اول وقت،به دليل اشتغال به كار هاي دنيوي.

*شركت نكردن در نماز جماعت.

*اهميت ندادن به آشنايي با مسائل نماز.

*نماز خواندن با شتاب.

*پريشاني حواس در حال نماز.

*بدون اذان و اقامه وارد نماز شدن.

*بدون تعقيبات از نماز فاصله گرفتن.

برچسب: نویسنده: عطر نماز تاريخ: چهارشنبه 6 فروردين 1393 ساعت: 18:15

اِلهی هذِهِ صَلاتی صَلَّیْتُها خداوندا این نمازی بود که به درگاه تو گزاردم
لا لِحاجةٍ مِنْکَ اِلَیْها نه به خاطر آن که تو نیازمند آن هستی
وَ لا رَغْبَةٍ مِنْکَ فیها و یا رغبت و تمایلی بدان داری
اِلّا تَعْظیمًا وَ طاعَةً بلکه برای بزرگداشت و طاعت تو
وَ اِجابَةً لَکَ و پذیرش
اِلی ما اَمَرتَنی بِه آن چیزی که مرا بدان فرمان دادی
اِلی اِنْ کانَ فیها خداوندا اگر در نماز من
خَلَلٌ اَوْ نَقْصٌ کژی و کاستی دیدی،
مِنْ رُکوعِها چه در رکوع آن
اَوْ سُجودِها و چه در سجود آن،
فَلا تُؤاخِذْنی مرا مؤاخذه نکن
وَتَفَضَّلْ عَلَیَّ و مرا مشمول فضل خود قرار ده.
بِالْقَبولِ وَ الْغُفْرانِ با پذیرفتن نماز من و مغفرت خویش


منبع:مفاتیح الجنان-تعقیبات مشترکه نماز

برچسب: نویسنده: عطر نماز تاريخ: چهارشنبه 6 فروردين 1393 ساعت: 18:3




نماز آیات که به هنگام خورشید گرفتگی،ماه گرفتگی،زلزله و امثال آن خوانده می شود،نشان آن است که امور هستی تحت سیطره خداوند است.
جالب اینکه در نماز عید قنوت ها تکرار می شود و در نماز آیات رکوع ها تکرار می شود.
شاید به خاطر آن که در عید می خواهیم از خداوند عیدی بگیریم،لذا دست ها را بلند کرده و خواسته های خود را طلب می کنیم. ولی در نماز آیات چون شبیه حوادث قیامت را می بینیم،با رکوع و تواضع،از خداوند طلب مغفرت می کنیم.


منبع:کتاب پیوند های نماز-نوشته حجت الاسلام و المسلمین استاد قرائتی-ص 53

برچسب: نویسنده: عطر نماز تاريخ: چهارشنبه 6 فروردين 1393 ساعت: 18:0

صفحه بندی